خانه عناوین مطالب تماس با من

روزهای لاندا

روزهای لاندا

درباره من

من لاندا ام. 36 سالمه. این جا از روزمره های شیرینم می نویسم تا دهه ی چهارم زندگیم رو ثبت کرده باشم... ادامه...

پیوندها

  • دل نوشته های من - آشتی
  • روزهای طلایی زندگی - فرناز
  • جان شیرین - پیشاگ
  • هر روز - ویرگول
  • بفرمایید چایی - قوری
  • ارغوان
  • یه مامان که نمیخواد فقط مامان باشه - زری بانو
  • جریان گورخری زندگی - نسترن
  • مثل هیچکس - تیلو تیلو
  • باز هم بدون ویرایش - ترانه

دسته‌ها

  • لاغری 13
  • داستان ازدواج 14
  • گیتار 10
  • آشپزی 8
  • تئاتر و سینما - فیلم 40
  • ورزش 2
  • پیشنهاد غذایی 26
  • پیشنهاد تفریحی 4
  • جهیزیه 2
  • فیلم خارجی 30
  • ویزا 1
  • FF# 2

ابر برجسب

فرندز لتیان Marriage Story Incendies Scent of a Woman Dark Knight Ready Or Not Spotlight خوب بد جلف 2 Tenet The Nice Guys A Simple Favor Million Dollar Baby اثاث کشی اسباب کشی

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • جدا خوابیدن دلتا
  • این روزها
  • نوتایتل مرداد 1405
  • مهمونی ها
  • حال و هوای دلتا
  • نوتایتل تیر 1405
  • نوتایتل خرداد 1405
  • [ بدون عنوان ]
  • نوتایتل اردیبهشت 1405
  • نوتایتل فروردین1405
  • برگشتن بلاگ اسکای
  • نوتایتل اسفند 1404
  • روز دهم جنگ
  • روز نهم جنگ
  • روز هشتم جنگ

بایگانی

  • مرداد 1405 3
  • تیر 1405 5
  • خرداد 1405 3
  • اسفند 1404 11
  • بهمن 1404 1
  • دی 1404 3
  • آذر 1404 1
  • آبان 1404 1
  • مهر 1404 1
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 2
  • تیر 1404 3
  • خرداد 1404 2
  • اردیبهشت 1404 2
  • فروردین 1404 2
  • اسفند 1403 1
  • بهمن 1403 1
  • دی 1403 2
  • آذر 1403 1
  • آبان 1403 3
  • مهر 1403 3
  • شهریور 1403 3
  • مرداد 1403 3
  • تیر 1403 3
  • خرداد 1403 2
  • اردیبهشت 1403 3
  • فروردین 1403 2
  • اسفند 1402 3
  • بهمن 1402 3
  • دی 1402 3
  • آذر 1402 2
  • آبان 1402 3
  • مهر 1402 3
  • شهریور 1402 3
  • مرداد 1402 2
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 2
  • اردیبهشت 1402 6
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 2
  • بهمن 1401 3
  • دی 1401 3
  • آذر 1401 2
  • آبان 1401 2
  • مهر 1401 3
  • شهریور 1401 5
  • مرداد 1401 8
  • تیر 1401 4
  • خرداد 1401 6
  • اردیبهشت 1401 5
  • فروردین 1401 3
  • اسفند 1400 4
  • بهمن 1400 4
  • دی 1400 5
  • آذر 1400 4
  • آبان 1400 5
  • مهر 1400 2
  • شهریور 1400 9
  • مرداد 1400 9
  • تیر 1400 8
  • خرداد 1400 2
  • اردیبهشت 1400 6
  • فروردین 1400 6
  • اسفند 1399 5
  • بهمن 1399 5
  • دی 1399 6
  • آذر 1399 9
  • آبان 1399 7
  • مهر 1399 9
  • شهریور 1399 8
  • مرداد 1399 6
  • تیر 1399 10
  • خرداد 1399 9
  • اردیبهشت 1399 8
  • فروردین 1399 10
  • اسفند 1398 10
  • بهمن 1398 14
  • دی 1398 14
  • آذر 1398 13
  • آبان 1398 8
  • مهر 1398 9
  • شهریور 1398 10
  • مرداد 1398 6
  • تیر 1398 11
  • خرداد 1398 10
  • اردیبهشت 1398 9
  • فروردین 1398 6
  • اسفند 1397 6
  • بهمن 1397 8
  • دی 1397 6
  • آذر 1397 10
  • آبان 1397 10
  • مهر 1397 11
  • شهریور 1397 14
  • مرداد 1397 10
  • تیر 1397 11
  • خرداد 1397 9
  • اردیبهشت 1397 12
  • فروردین 1397 5
  • اسفند 1396 6
  • بهمن 1396 6
  • دی 1396 5
  • آذر 1396 3
  • آبان 1396 4
  • مهر 1396 4
  • شهریور 1396 3
  • مرداد 1396 2
  • تیر 1396 2
  • خرداد 1396 3
  • اردیبهشت 1396 5
  • فروردین 1396 2
  • اسفند 1395 4
  • بهمن 1395 6
  • دی 1395 4
  • آذر 1395 2
  • آبان 1395 7
  • مهر 1395 1
  • شهریور 1395 2
  • مرداد 1395 3
  • تیر 1395 6
  • خرداد 1395 7
  • اردیبهشت 1395 9
  • فروردین 1395 8
  • اسفند 1394 10
  • بهمن 1394 5
  • دی 1394 9
  • آذر 1394 12
  • آبان 1394 14
  • مهر 1394 9
  • شهریور 1394 12
  • مرداد 1394 9
  • تیر 1394 9
  • خرداد 1394 1
  • اردیبهشت 1394 5
  • فروردین 1394 2
  • اسفند 1393 11
  • بهمن 1393 7
  • دی 1393 10
  • آذر 1393 9
  • آبان 1393 12
  • مهر 1393 9
  • شهریور 1393 10
  • مرداد 1393 8
  • تیر 1393 12
  • خرداد 1393 5
  • اردیبهشت 1393 2
  • فروردین 1393 4
  • اسفند 1392 10
  • بهمن 1392 11
  • دی 1392 6
  • آذر 1392 3
  • آبان 1392 9
  • مهر 1392 12
  • شهریور 1392 18
  • مرداد 1392 23
  • تیر 1392 21
  • خرداد 1392 16
  • اردیبهشت 1392 15
  • فروردین 1392 15
  • اسفند 1391 22
  • بهمن 1391 10
  • دی 1391 3
  • آذر 1391 1
  • آبان 1391 1
  • مهر 1391 3
  • شهریور 1391 1
  • تیر 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 3

جستجو


آمار : 1197048 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • آخرین پست قرن یکشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1400 12:02
    سلام سلام. این آخرین پست سال ۱۴۰۰ ئه. سالی که هم بهترین اتفاق زندگیم توش رقم خورد و هم بدترین اتفاق. انگار به صورت فشرده کل زندگی رو بهم نشون داد. اتفاقات خوب کنار اتفاقات بد... دختر خوشگلم تو این سال اومد تو بغلم و بهترین حس دنیا رو بهم چشوند. خدا رو بی نهایت سپاسگزارم برای داشتنش. امیدوارم بتونم مادر خوب و مهربونی...
  • زندگی یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1400 10:42
    سلام حالتون چطوره؟ من امروز خیلی بهتره حالم. دو سه روزیه که سعی کردم یه کم برای خودم وقت بتراشم. پنج شنبه 11 شب که کار سیگما تموم شد، رفتیم بیرون! گفتیم ساعت مرده بریم یه چیزی بخوریم که خلوت باشه. لازم به ذکره که شام هم خورده بودیم ولی سر از جیگرکی شیک و پیک نزدیک خونه درآوردیم که تازه باز شده بود. دیگه جاتون خالی...
  • اولین پست از خونه جدید سه‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1400 01:26
    سلام، چطورین؟ خیلی وقته ننوشتم، تقریبا بیست روزی میشه. این مدت شدیدا درگیر بودم. اسباب کشی کردیم با اعمال شاقه. خیلی اذیت شدیم با لینکه تقریبا هیچی رو خودمون جمع نکردیم. همه کار رو کارگرا کردن، کل وسایل رو بسته بندی کردن و بردن خونه جدید، اما کار چیدن با خودمون بود. یه روز به چیدن آشپزخونه گذشت. با وجود دلتا کارمون...
  • نوتایتل اسفند 1400 یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1400 10:14
  • بازم اسباب کشی چهارشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1400 19:37
    سلام، چطورین؟ چه میکنین با اومیکرون؟ طی یه اقدام یهویی، باید اسباب کشی کنیم! صاحبخونه گفته بود خونه ش رو میخواد. بعد هیییچ فایلی واسه ما نبود. انگار یه کم بی خیال شده بود ولی بعدش یهو گفت بلند شید، پسرم قراره بشینه... هیچی دیگه یه روز افتادیم دنبال خونه، ۴ تا خونه دیدیم و آخریش تو کوچه مامانینا بود. همونو اوکی کردیم....
  • روزای کاری دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1400 13:23
    سلام، حالتون چه طوره؟ ما خوبیم خدا رو شکر. این مدت دایی سیگما ایران بود و یه کم بیشتر دیدیم همه رو، روحیه ها بهتر شده بود. هر چند که خود سیگما بعد از هر مهمونی حالش بدتر میشه چون جای خالی پدرش رو بیشتر حس می کنه، اما در مجموع انگار حال بقیه بهتر بود. دیگه اینکه من سرم گرم شده به کارای شرکت. خوبه، در مجموع راضیم. دلتا...
  • پایان مرخصی سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1400 10:28
    سلام سلام. چطورین؟ دخترک ما نه ماهه شد و مرخصی بنده تموم شد. برگشتم سر کار از این هفته. قبلش فکر می کردم دلم تنگ شده برای کار، ولی الان میبینم اصلا. وقتی مرخصی بودم و فقط با دخترک سرگرم، هی میگفتم کاش زودتر برگردم سر کار حس مفید بودن و اینا بیاد ولی الان واقعا حوصله کارای سخت رو ندارم وقتی دغدغه اصلیم دلتاست. خلاصه...
  • نوتایتل بهمن 1400 شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1400 10:29
  • جاده چالوس سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1400 21:57
    سلام سلام من اومدم بگم که لبم خیلی خیلی بهتره. بادش تا حد خوبی خوابیده و بتا هی بهم میگه اصلا معلوم نیس که زدی سیگما هم خیلی اوکی شده و هی میگه چه خوب شده، مامان هم پسندید. حس خودمم خیلی بهتره بهش اما هنوز به نظرم متقارن نیست که اونم دوستم هی میگه باید بیای ترمیم، ولی میترسم تو ترمیم نیم سی سی باقی مونده رو هم بزنه و...
  • روتین پوستی سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1400 01:05
    سلام سلام. من اومدم با یه پست در مورد مراقبت پوستی. ضدآفتاب که اصلا فراموش نشه. حتی تو روزای ابری. اصلش اینه که توی خونه هم ضدآفتاب بزنید خصوصا اگر با گوشی یا لپ تاپ کار می کنید. البته من خودم عمرا توی خونه نمیزنم. حوصله م نمیاد. خخخ. من ضدآفتاب رنگی مخصوص پوست چرب لاروش پوزای استفاده می کردم. یه مدت که گیر نیومد و...
  • بعد از شیردهی یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1400 18:34
    سلام سلام. چطور مطورین؟ آقا من همونجور که گفتم، حالا که فارغ از شیردهی شدم، به سان پرنده از قفس آزاد شده، دارم کارایی که تو بارداری و شیردهی نمیتونستم بکنم رو میکنم. اول از همه در جا تا از قشم برگشتیم، بوتاکس زدم. واسه اولین بار. میخواستم بعد از 30 بزنم که دیگه خورد به بارداری و شیردهی، دیگه الان زدم. بعدشم دیروز رفتم...
  • سفرنامه قشم چهارشنبه 15 دی‌ماه سال 1400 10:27
    سلام سلام. چطوریایین؟ میدونم خیلی وقته پست نگذاشتم، ولی به جاش با یه پست شاد اومدم. ما رفتیم قشم و برگشتیم. با 2 تا زوج از دوستامون رفتیم و خیلی خیلی خوش گذشت. از سایت اتاقک یه ویلای دربست رزرو کرده بودیم که بسی خوشگل موشگل بود. روز اول 5تایی (با دلتا) رفتیم و روز بعد 2 نفر دیگه بهمون اضافه شدن. خدا رو شکر رفتنی توی...
  • نوتایتل دی 1400 جمعه 3 دی‌ماه سال 1400 03:05
  • آخرای پاییز چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1400 00:01
    سلام سلام. چطوریایین؟ خدا رو شکر که آمار کرونا این روزا اومده پایین. یه کم انگار زندگی آدما داره شبیه قبل میشه. زندگی ما که دیگه هیچ وقت شبیه قبل نمیشه. ولی همین که خنده به لب بقیه برگرده خودش نعمته. ما تصمیم گرفتیم یه سفر بریم قشم که روحیه مون عوض شه. سیگما از فکر پدرش نمیاد بیرون. واقعا هر لحظه به یادشه و غصه...
  • قشم سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1400 02:40
    ای کسانی که جدیدا به قشم سفر کرده اید، چه هتلی رو پیشنهاد میدین؟ بقیه پیشنهاداتتون در مورد جاهای دیدنی، رستورانا، غذاهای خوشمزه، مراکز خرید رو هم خریداریم.
  • 7 ماهگی سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1400 22:38
    سلام سلام. حالتون چه طوره؟ آذر مبارک. دخترک ما 7 ماهه شد. یعنی 7 ماهش تموم شد و رفت تو ماه 8ام. فردا مراسم ماهگرد گیرون داریم. خخخ. به عنوان اولین تغییر این ماه، امروز براش زرده تخم مرغ آب پز رو شروع کردم. 1/4 زرده رو با کره گیاهی مخلوط کردم و بهش دادم. خب طبیعتا خوب نخورد. اما بالاخره خورد. کلا خیلی خیلی کم غذا...
  • نوتایتل آذر 1400 سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1400 13:26
  • سالگرد آشنایی 13 ام سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1400 14:49
    خب جونم براتون بگه که خدا بخواد ما خیلی بهتریم. همون روز شنبه، به سیگما گفتم راستی سالگرد آشناییمون رو جشن نگرفتیما. (هر سال میریم همون پارکی که بهم پیشنهاد داد) و گفت پاشو همین الان بریم. قرار شد امسال به خاطر دلتا خیلی کوتاه برگزار کنیم. همیشه کیک میگیریم میریم اونجا با نسکافه میخوریم و کلی عکس میندازیم. اما قرار شد...
  • این روزها... شنبه 22 آبان‌ماه سال 1400 10:52
    سلام. چطورین؟ ما بهتریم. دلتا هم خیلی بهتره خدا رو شکر. امروز دقیقا یه هفته از واکسن گذشت. 4شنبه شب کلی گریه کرد. نمیتونست نفس بکشه. نه میتونست شیر بخوره نه میتونست بخوابه. بینیش کیپ بود. ساعت 10 خوابید و خوشحال شدیم. 10.5 با گریه بیدار شد! و گریه ش بند نمیومد. منم کلی گریه کردم چون زجر می کشید از نفس نکشیدن. دیگه...
  • واکسن 6 ماهگی چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1400 00:23
    سلام. چطورین؟ ساعت 12 شبه. دلتا خوابیده. سیگما رو هم فرستادم پیشش که بره بخوابه. هم کم خوابی خودش جبران بشه و هم اینکه من بتونم بیدار باشم. چون یکی باید حتما کنارش بخوابه شبا. وگرنه هی بیدار میشه و اگه ببینه کسی نیست دیگه کلا نمی خوابه. خب جونم براتون بگه که این هفته به معنی دقیق کلمه سرویس شدیم. شنبه با دو هفته تاخیر...
  • پاییز... پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1400 15:28
    سلام. چطورین؟ خیلی وقته ننوشتم. یه کم دلسرد شدم از اینجا. انگار دیگه راحت نیستم واسه نوشتن. البته احتمالا این داستان خیلی قدیمی تر از این حرفاست، ولی خب الان من فهمیدم... بگذریم. من که راضی نیستم اونی که من رو در دنیای واقعی میشناسه، بخونه اینجا رو. دیگه بقیه ش با خودش و خدای خودش. خب من غذای کمکی دلتا رو شروع کردم....
  • نوتایتل آبان ۱۴۰۰ چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1400 20:57
  • بعد از مدت ها یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1400 12:00
    سلام. خوبین؟ ما بد نیستیم. ولی خوب هم نیستیم. جمعه مراسم چهلم سر خاک برگزار شد. این سری انقدر دوستان و آشنایان لطف داشتن و میخواستن تشریف بیارن، یه مراسمی داشتیم سر خاک، تو فضای آزاد. چهل روز گذشت ولی ما هنوز باور نکردیم رفتن بابا رو. نمیدونم کی باور می کنیم. از دیروز میخواستم غذای کمکی دلتا رو شروع کنم. رفتیم مطب...
  • نوتایتل مهر ۱۴۰۰ پنج‌شنبه 1 مهر‌ماه سال 1400 00:01
  • دندون چهارشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1400 23:59
    پریشب یهو فهمیدم که دلتا دندون درآورده! دوتا دندون پایین! در ۴ ماه و ۲۵ روزگی!!! خیلی زوده. خودم که زود درآورده بودم ۵.۵ ماهه بودم، دیگه دلتا زد رو دست من. راستش زیاد خوشحال نشدم چون شیر شب دندونا رو خراب میکنه و فعلا نمیشه شیر شبش رو حذف کرد، چون خیلی کوچیکه. ولی خب با یکی از دوستان که دندونپزشک اطفاله، صحبت کردم و...
  • نوتایتل شهریور 1400 چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1400 11:44
  • خونه آخرین پناهه واسه همه دلخستگیام... چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1400 11:43
    سلام به همه. صدای من رو از خونه خودمون می شنوین. بالاخره بعد از 5 هفته اومدم خونه. با اینکه خونه مامان بابا هم خیلی خوبه، ولی هیچ جا خونه خود آدم، با قوانین خودی نمیشه. شب اول رو با گرفتن پیتزا گرامی داشتیم! سیگما خیلی خوشحال بود از اینکه رفتیم پیشش. دخترک هم بسیار سیگما رو تحویل گرفت و انگار برگشتن به خونه براش خیلی...
  • سالگرد عقد پنج‌شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1400 17:19
    سلام، حالتون چطوره؟ ما بهتریم. حال جسمی سیگما خیلی بهتره خدا رو شکر. حال روحیش هنوز اوکی نشده طبیعتا. هی میشینه تو تنهایی غصه میخوره. با خدا قهر میکنه، با باباش قهر میکنه و خلاصه روزای سختی رو میگذرونه. من سعی میکنم با تماس های تصویری و تعریف کارای بامزه ی دلتا خوشحالش کنم. گاهی موثره واقعا. دوشنبه سالگرد عقدمون بود....
  • این روزها یکشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1400 00:19
    تزریق های رمدسیویر سیگما تموم شد. میگه بهترم. بهش گفتم باید جواب اسکن ریه برام بیاره تا قبول کنم بهتره. استرسش رهام نمیکنه. فقط سعی میکنم فراموش کنم بخاطر دلتا. حال دلتا خوب شده ولی بی اشتهاس. خصوصا شیر خودم رو خیلی خیلی بد میخوره. قدیمیا میگن غصه شیر رو تلخ میکنه، نمیدونم راسته یا نه. ولی هر چی هست خوب شیر نمیخوره...
  • بعد از خاکسپاری جمعه 12 شهریور‌ماه سال 1400 23:24
    دوستان عزیزم خیلی خیلی ممنون از پیام های محبت آمیزتون. من نتونستم تک به تک جواب بدم. خیلی لطف کردین. انشالله خدا به همه شما و خانواده هاتون سلامتی بده و این روزای سخت رو به خوبی سپری کنید. روزای خاکسپاری و ختم رو با کمترین تجمع و اونم به صورت پراکنده سپری کردیم. متاسفانه چون سیگما کرونا داره، اصلا نمیتونیم پیش خانواده...
  • 1043
  • 1
  • ...
  • 4
  • 5
  • صفحه 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 35