این روزها

بعد از آتش بس، حالم خیلی بد بود. 10 روزی طول کشید تا بتونم استرس هر لحظه م رو کم کنم. مجموعه ای از تکنیک های مختلف رو به کار گرفتم تا بتونم به زندگی عادی برگردم. تو یه خلسه ی عجیب بودم. اسم این جنگ 12 روزه بود، برای ما هنوزم ادامه داره... کار سیگما تعطیل شد و الان دیگه کار نداره! پس لرزه های جنگه! 

دوباره ورزش رو شروع کردم، وقتی ورزش می کنم از همه چی جدا میشم. خیلی حس خوبیه. البته اگه دلتا بذاره و وسطش صدبار صدام نکنه 

اول پست فکر کردم خیلی میخوام حرف بزنم. ولی اصلا حرف زدنم نمیاد. ببخشید...

پایان جنگ

سلام به همه

امیدوارم تایتل این پست واقعی باشه. دو روزه آتش بس شده و فعلا پایداره، امیدواریم باز کلکی سوار نکرده باشن...

ما خوبیم. هنوز ییلاقیم، تو این مدت دوبار رفتیم به خونه سر زدیم، یه شب هم تهران موندیم تا دوباره گفتن تخلیه کنید، باز اومدیم ییلاق. امشب اگه خدا بخواد برمیگردیم سر خونه و زندگیمون که از شنبه باز بریم سر کار. روتینی که آدم قدرشو نمیدونه در حالت عادی، ولی یه موقع مثل این دوهفته، همون روتین ساده میشه آرزومون....

پیامک تبریک پیروزی تو جنگ میاد، ما که اسمش رو پیروزی نمیذاریم، ولی همینکه تموم شده خیلی خوبه، خدا رو شکر. 

امیدوارم راه جنگ باز نشده باشه و هر چند وقت یه بار شاهد این اتفاقا نباشیم...

اون مردک روانی کاری کرد که از دو دقیقه بعد خودت هم خبر نداشته باشی.... هر ثانیه یه توییت میکرد... چقدر ما بدبختیم که کنترل کل دنیاااا افتاده دست یه روانی! 

امیدوارم هر جای دنیا که هستید، تو صلح و آرامش باشین.... 

نوتایتل تیر ۱۴۰۴

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.