-
99/9/9
یکشنبه 9 آذرماه سال 1399 20:56
سلام سلام. حالتون چه طوره؟ چه می کنید با این تاریخ رند؟ کسی نینی به دنیا نیاورد؟ خخخ. دیدین چقدر سوژه شده این داستان؟ من خودم عاشق تاریخای قشنگم. از بچگی هم بودم. چون کلا تاریخ و بازی با اعداد رو دوس دارم. ولی انقدر از این چیزا گفتن که الان اگه زایمان طبیعی هم داشتم صبر می کردم 10 ام شه بعد به دنیا بیاد. والا حالا ما...
-
تولد مامان
شنبه 8 آذرماه سال 1399 11:55
سلام سلام. صبح بخیر. بازم شنبه ست و یه هفته دیگه پیش رومون داریم. هوا هنوز ابریه. الان خیلی وقته یه روز آفتابی حسابی نداشتیم. این هفته رو دولت تعطیل کرده. از همون تعطیلیا که اصن تکلیفش معلوم نیست. من که واسم فرقی نمی کنه. اول آخر دورکارم. ولی کاش بتا هم تعطیل میشد که مامان چند روزی از کار بچه داری فارغ شه و مثلا بره...
-
هوای ابری اول آذر
شنبه 1 آذرماه سال 1399 13:28
سلام. شنبه باشه، اول ماه هم باشه، چه شود. پاشید همه اون کارایی که قول داده بودید از اول هفته/ اول ماه انجام میدید رو عملی کنید. دیگه بهونه ای ندارید. رژیما شروع، ورزش پیگیرتر، درس خوندن منظم تر و خلاصه هر برنامه ای که ریخته بودین. بنده هم 4 ماهم تموم شد و وارد ماه پنجم شدم. حالت تهوع دست از سرم برنداشت، لذا دیگه نباید...
-
نوتایتل آذر 99
شنبه 1 آذرماه سال 1399 09:35
-
پست عکس دار
شنبه 24 آبانماه سال 1399 13:13
سلام سلام. سلام شنبه ها یه مزه دیگه ای داره. این پست عکس داره، به درخواست دوستان، عکس خریدهایی که انجام دادم رو میذارم تو ادامه مطلب. حالا نه که خیلی خرید کردم فیلم Silver Lining Playbook رو دیدیم دیروز. پیشنهاد می کنم ببینید. خیلی دوستش داشتم. با توجه به اینکه A Star is Born رو هم دوس داشتم، نتیجه میگیرم فیلمای بردلی...
-
هفته 16
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 11:55
سلام. صبح بخیر. چطورین؟ من بدک نیستم. این هفته حال جسمیم بهتر بود. حالت تهوعم خیلی کمتر بود. البته به جز امروز که گلاب به روتون، وسط صبحونه بالا آوردم. از قبلش حالم خوش نبود به سیگما گفتم نمیتونم بیام تو آشپزخونه. چایی رو که دم کردم رفتم بیرون گفتم تو میز رو بچین. یه کم دیر شد صبحونه و شد آنچه شد! هفته 16 هم تمومه و...
-
هفته 15
شنبه 17 آبانماه سال 1399 13:37
سلام سلام. وقت بخیر. اول هفته مبارک. دیجی کالا 2 ساعت پیش خریدای من رو آورد و روزم رو ساخت. اولین سری خریدهای نینی رو انجام دادم. خخخ. یه تخته گچی برای اینکه استیت بارداری و بعدشم نوزاد رو روش بنویسم و عکسای خوشگل بگیرم کتاب "همه مادران سالمند اگر" و دو بسته پوشک سایز 1 واسه وقتی که بدنیا میاد. کلی کیف پوشک...
-
سندروم بارداری کرونایی!
جمعه 9 آبانماه سال 1399 13:27
سلام سلام. صبح آخر هفتتون به خیر. علی رغم رسم اینجا که معمولا آخر هفته ها پست نمیذاشتم، الان دلم خواست پست بذارم. خب من این مدت که خونه موندم، روزام خیلی تکراری و مسخره شده. ورزش هم که نمیتونم بکنم. یه پیاده روی میرفتم که اونم از وسطای مهر دیگه خورد به هوای سرد و بعدشم آلودگی شدید هوای تهران، دیگه بیخیال شدم. موندم تو...
-
رسپی کیک هویج و گردو
چهارشنبه 7 آبانماه سال 1399 11:04
دو ساعت از دفتر آشپزیم عکس انداختم و آپلود کردم، ولی اینجا باز نمیشه. خب پس تایپش می کنم: این کیک هویج خیلی سبک و پوک میشه. مواد لازم: تخم مرغ: 4 عدد (به دمای محیط برسد) آرد: 1 و 3/4 پیمانه سرخالی ( 1 و سه چهارم) شکر: 1 پیمانه روغن مایع: 3/4 پیمانه هویج رنده شده: 2 پ گردو خرد شده: 1/2 پ وانیل: 1/8 ق چ نمک: 1/8 ق چ...
-
خونه آرش و پرستو
سهشنبه 6 آبانماه سال 1399 09:54
سلام. صبح بخیر. حالتون چطوره؟ من هنوز همونجوریم. با اینکه حسابی منتظرم که تموم شه، ولی تموم نشده. پریشب نشسته بودیم با سیگما فیلم میدیدیم. بهش گفتم استپ کن. رفتم دستشویی و خیلی یهویی حالت تهوع گرفتم. ببخشید توضیح میدم. ولی هی عق میزدم و هیچی نمیومد. عق های شدید. رگای توی گلوم هم پاره شد! خلاصه با بدبختی بالا آوردم ولی...
-
نوتایتل آبان 99
پنجشنبه 1 آبانماه سال 1399 10:04
-
اپسیلون
یکشنبه 27 مهرماه سال 1399 12:15
سلام سلام. صبح اول هفتتون به خیر. امروز شنبه نیست ولی اول هفته که هست. تعطیلی شنبه باعث نشد دلتنگی غروب جمعه پاییزی رو نداشته باشیم، فقط شیفت خورد. دیروز عصر چرا اینجوری بود؟ قشنگ حس عصر جمعه دهه هفتاد رو داشتم. بگذریم. الوعده وفا. ازتون خواسته بودم برام دعا کنید، اومدم نتیجشو بگم. ممنونم ازتون که هستین و اینجور وقتا...
-
چتری برای یک نفر
سهشنبه 22 مهرماه سال 1399 10:38
خب من بعد از پستم رفتم حمام. بعدش هم رفتم سراغ چتریام و کوتاهشون کردم. یه عالمه چتری شد. خودم که خوشم اومد. سیگما هم اومد دید یهو کلی تعجب کرد و خوشش اومد اونم. بعدشم رفتیم خونه مامانینا و همه کفشون برید از این همه تغییر. خخخ. فقط آخراش که یه کم چتریامو داده بودم کنار، مامان گفت اینجوری بهتره، وقتی کلش رو میریزی رو...
-
چتری
دوشنبه 21 مهرماه سال 1399 11:04
نظرتون چیه راجع به اینکه چتریامو خودم کوتاه کنم؟ قبلا وقتی دانشجو بودم چندباری این کار رو کردم و از نتیجه ش شدیدا راضی بودم. این بار هم میتونم به نظرتون؟
-
یک روز پاییزی
یکشنبه 20 مهرماه سال 1399 10:57
دو هفته ای هست که سیگما پیاده میره شرکت. ماشین رو میذاره برای من که البته منم تو روز چون دارم کارای شرکت رو انجام میدم، نمیرسم برم بیرون اصلا. البته در واقع هدفش گذاشتن ماشین واسه من نیست، هدفش اینه که پیاده روی کنه و یه کم وزن کم کنه. بهش گفتم حالا که شرکت انقدر نزدیکه، حیفه که هر روز ماشین ببری، استفاده کن از...
-
از هر دری سخنی
شنبه 19 مهرماه سال 1399 11:31
سلام. صبح شنبه بخیر. یهو از تابستون پریدیم تو زمستون. ما که دیشب دیگه دریچه های کولر رو بستیم چون از توش باد میومد. تو خونه هم سویشرت میپوشم دیگه! دو هفته پیش دیگه نتونستیم به ندیدن دوستان ادامه بدیم. با اکیپ 6 نفره مون 2 روز جمع شدیم پیش هم. بسی خوش گذروندیم. همش بازی کردیم. انواع و اقسام بوردگیم های مختلف. استوژیت،...
-
تهران بارونی
دوشنبه 14 مهرماه سال 1399 11:42
سلام سلام. هوس کردم بنویسم. هوای ابری و بارونی. تاریکی خونه، نسیم خوش پاییزی و بوی شوینده تو خونه باعث شد کلی حس پاییزی خوب بیاد سراغم و بخوام بنویسم. خونه انقدر تاریکه که رفتم پرده ها رو دادم کنار تا شاید یه کم نور بیاد تو خونه. این روزا خونه موندن رو دوست دارم. لپ تاپ رو پام و تلفن دستم. به کارای شرکت می رسم. کاشکی...
-
سوت و کور
شنبه 12 مهرماه سال 1399 10:52
سلام. حالتون چه طوره؟ آقا این کرونا یه جوری لایف استایل ما رو عوض کرد که دیگه هیچی سر جاش نیست. دلم واسه روزانه نویسیام تنگ شده. البته دلیل ننوشتن هام فقط کرونا نبود. یه کم حس کردم همش باید هر چیزی رو توضیح بدم. این بود که بی خیال شدم. اگه باز بتونم کنار بیام، شاید بازم نوشتم. انقدری روزانه ننوشتم که دیگه نمیدونم باید...
-
پاییز مبارک
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 11:46
میگم یه وقت زشت نباشه پاییز اومده ما پست نذاشتیم؟ همه اینستا رو ترکوندن با تبریک پاییز. تابستون امسال که قشنگ نبود. آخرین تابستونی که با 1300 شروع میشد... البته یه اتفاق خیلی خوب افتاد برام ولی بازم تابستون دلچسبی نبود با اون همه اتفاقات و بدبیاری ها. امیدوارم چرخ پاییز یه جور دیگه بچرخه. یه جور دوست داشتنی پاییز همگی...
-
نوتایتل مهر 99
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 09:32
-
کرونا حیا کن، مملکتو رها کن
شنبه 29 شهریورماه سال 1399 11:53
سلام سلام. حالتون چطوره؟ آقا این کرونا چرا ول نمیکنه؟ همه همینجوری دارن درگیر میشن. این هفته فهمیدم رییسمون کرونا گرفته. هم خودش هم پدرش که حال پدرش خوب نبود و بیمارستان بود. متاسفانه پدرش رفت تو کما و بعد هم فوت شد. خیلی نزدیک شده مرگ... کلی ناراحت شدم براش. سنی هم نداشت. 65 ساله بودن... از اونور هم کاپا دو سه روزی...
-
کیک
شنبه 29 شهریورماه سال 1399 11:50
اینم کیکایی که قول داده بودم عکساشو بذارم: این کیک رو یه روز درست کردم بردم خونه مادرشوهر. تاپر روش رو هم دخترک گاما گذاشت روی کیک: کیک بعدی کیک سالگرد ازدواجمونه که معرف حضور هستن، همونی که یه بار چپه شد : کیک سوم واسه سالگرد عقدمونه که کیک براونیه و روش کلی ترک ترک شده:
-
خونه تکونی اول پاییز
شنبه 22 شهریورماه سال 1399 13:07
سلام سلام. صبح شنبتون به خیر و شادی. میدونم قول داده بودم عکس کیک ها رو بذارم، تنبلیم اومده فعلا. ولی میذارم این آخر هفته سیگما خیلی کار داشت. منم یه هفته گذشته شدیدا دپرس بودم. بیشتر بی حوصله و همیشه حوصله سر رفته و در حال پوکیدن! این بود که دیدم واقعا اگه بخوام دو روز آخر هفته هم بمونم خونه حالم خیلی بد میشه. تصمیم...
-
15 شهریور
شنبه 15 شهریورماه سال 1399 14:14
امروز سالگرد عقدمونه. 5 سال پیش تو همین روز عقد کردیم و جشن گرفتیم. کلافتون کردم هی اومدم گفتم سالگرد؟ خب به من چه سالگرد عقد و عروسیمون نزدیک همدیگه س؟ امروز هم میخوام کیک درست کنم به این مناسبت. البته یه کیک جدید. اگه خوب شد میام عکسشو میذارم و دستورشو می گم. به همین مناسبت الان در حال پختن مرغ ترش من درآوردی خودم...
-
نخونید هم چیزی رو از دست نمیدین
چهارشنبه 12 شهریورماه سال 1399 14:26
سلام، روز به خیر. این روزا اصن حس و حال نوشتن ندارم. همش داره خبر بد میرسه باز. اصن اعصاب نمونده دیگه. البته خدا رو شکر خبر بد جانی نیستن. بعد از کرونای بتاینا و دست بابا دیگه میگم به این چیزا نگم خبر بد. چمیدونم والا. راستی بابا دستش رو باز کرد. دو هفته ای میشه. ولی اصلا نمیتونه تکونش بده. خیلی درد و باد داره. حالا...
-
سالگرد 4 ام ازدواج
سهشنبه 4 شهریورماه سال 1399 11:41
سلام سلام حالتون چه طوره؟ خب ما مراسم سالگرد رو برگزار کردیم. به این صورت که روز دورکاریم رو جابجا کردم تا اون روز خونه باشم. وسط کارام یه رستی دادم و کیک پختم تا عصر که کارم تموم شد برم سراغش. خوبه که سیگما هم خونه نبود. عصر که کارم تموم شد، اول رفتم عکسایی که یه ماه پیش چاپ کرده بودم رو گذاشتم تو آلبوم. آخه تازه...
-
شهریور جان، خوش آمدی
شنبه 1 شهریورماه سال 1399 11:25
سلام سلام. شنبه ای که اول ماه هم باشه، گلی است از گل های بهشت شهریورتون مبارک، اول هفته تون به خیر و شادی. خب من خیلی وقته از پست های روزانه نویسی، دست کشیده م. این روزا رو جور دیگه ای ثبت می کنم. مدل زندگیم عوض شده انگار. همش فکر می کنم که قبلا چجوری هر روز، روزی 9 ساعت می رفتم سر کار؟ الان دیگه خیلی سختم شده. به جاش...
-
نوتایتل شهریور 99
شنبه 1 شهریورماه سال 1399 10:16
-
دیدار بعد از مدت ها
شنبه 25 مردادماه سال 1399 13:53
آخر هفته عشق هام رو دیدم و سر حال اومدم. بی نظیر بود دیدن تتا بعد از این مدت. تتا کپلی به نظرم کپل تر و خوردنی تر شده بود. حرف زدنشم بهتر شده، حرفای بزرگونه میزنه. میگف خاله گیچی (قیچی) رو بده "نیاز" دارم! یا مثلا ازش پرسیدم خروس چی میگه؟ گفت "میگه گوگولی گوگول. یعنی من گَذا میخوام." خب من چجوری...
-
رخوت
سهشنبه 21 مردادماه سال 1399 13:07
سلام. حالتون چه طوره؟ من هستم ولی این روزا اصلا حوصله نوشتن ندارم. به یه حالت بنویسم که چی ای رسیدم. فوق العاده تنبل شدم این روزا. دارم چاق میشم و همش میخورم و میخوابم. باز خوبه کارای شرکت هست، وگرنه هییییچ کار مفیدی نمی کردم. هیچ ورزشی هم حتی نمی کنم این روزا. یه کم نیاز به تفریح داریم. هر روز سیگما میگه یه برنامه ای...