تولدنوشت

سلام علیکم. چه طورین؟

خیلی وقته که ننوشتم. دیگه نوشتنم نمیاد نمیدونم چرا. البته واقعا هم وقت نمی کنم. الان از اون وقتاست که دلم میخواست چنتا لاندا بودم و چنتا کار می کردم. یا حداقل کارمند نبودم. ولی خب با این حجم قسط و اجاره ای که داریم میدیم، کارمند نبودن یه رویا شده دیگه...

خب جونم براتون بگه که اینجا توی این اردیبهشت، یه دختری 4 ساله شده و یه مامانی 35 ساله. امسال 4 تا تولد کوچولو برای دخترک گرفتیم. یکی سه نفره، یکی با دوستان نزدیک، یکی خانواده مامان لاندا، یکی خانواده بابا سیگما. دوس داشتم مهمونیا کوچیک کوچیک باشه که اذیت نشم. خداییش هم نشدم. خصوصا که تولد دوستان نزدیک رو ما نگرفتیم، دعوت شدیم به تولد دلتا. و بسی چسبید. امسال نه از تم خبری بود، نه از هماهنگیای پیچیده. اون تولدی که دعوت شدیم بادکنکاشون رو گرفتیم و آوردیم برای تولدای خودمون و کیکا رو هم سفارش ندادیم، هر کیک دخترونه ای قنادی داشت گرفتیم. خیلی هم عالی. خستگیش به تنم نموند. برای شام تولدا هم  لازانیا و سوپ شیر و قارچ معروف خودم رو درست کردم و کرم کارامل، از بیرون هم کباب کوبیده گرفتیم و پلو هم خودم درست کردم و تمام.

 برای تولد خودمم هییییچ برنامه ای نداشتم. اصن حوصله ش رو هم نداشتم. مقادیری قاطی بودم با سیگما. از قبل عید تا حالا. تراپی و زوج درمانی و اینا هم جواب نداده بود. یکی دو روز قبل تولدم یه نیمچه آشتی ای کردیم. مطمئن بودم هیچ برنامه ای نداریم. ولی دقیقه آخر سوپرایزم کرد. دوستامونو دعوت کرده بود و یه تولد 6-7 نفری ساده ی قشنگ گرفتیم. بهش گفتم بهترین تولد عمرم شد. چون واقعا یه درصد هم فکر نمی کردم تولد بگیره برام. اصلا انتظارشو نداشتم. انقدر خوشحال شدم که تا دو سه روز بعدش یادم نیومد که خانواده ش تولدم رو بهم تبریک نگفتن! اگه سالای پیش بود جرش میدادم. ولی خب این سری این تولد کوچولو انقدر به دلم نشسته بود که دیگه برام مهم نبود پیام دادن اونا. که خودشون بعد از 3 روز یادشون اومد و تبریک گفتن. خخخ. ولی کلا نمیدونم از بعد از 30 سالگیه، یا بعد از بچه دار شدن، دیگه مثل قدیم تولدم برام مهم نیست. و از وقتی مهم نیست خیلی راحت تر میگذره برام. قبلا مثلا اینکه سیگما تو همون روز 1000 بار تولدم رو تبریک نگه ناراحتم میکرد. الان یه بار که بگه بسمه دیگه 

بی پولی هم بیداد میکنه. برای دادن قسطام شدیدا رو کادو تولدام حساب کرده بودم. ماشالا هیشکی هم که سر وقت کادو نمیده  یک عدد پررو تشریف دارم الان  


نوتایتل اردیبهشت 1404

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.