-
1 سالگی دلتا
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 08:19
سلام سلام. اردیبهشتتون مبارک. من که اردیبهشتی بودم و اردیبهشت دوست، دخترکم هم که اردیبهشتی شد، دیگه خدا رو بنده نیستم. خخخخ. از شانس زیبامون، تولد 1 سالگی دلتا افتاد بین روزای ضربت خوردن و شهادت امام علی. و خب نشد تولد بگیریم براش. البته با یه هفته تاخیر، هفته بعد میگیریم. دخترک یه ساله من، از چند روز مونده به تولدش،...
-
نوتایتل اردیبهشت ۱۴۰۱
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 13:42
-
دردها و لبخندها
شنبه 20 فروردینماه سال 1401 16:29
اقا من نمیدونم از اگزمای دستم واسه شما گفته بودم یا نه؟ حدود 10 سال پیش بندهای انگشتام دچار اگزما شد. خب باهاش کج دار و مریز راه میومدم همیشه و اوکی بود. تا اینکه تو بارداری و کرونا، عود کرد و بدجور شد و رفتم دکتر پوست و خیلی جدی گفت باید هر چه سریعتر خوب بشه با رعایت هات وگرنه باید بیمارستان رازی بستری بشی! خلاصه اون...
-
اولین پست قرن جدید
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1401 23:55
سلامی به گرمی همین روزا که گرماش از گرمای تابستون بیشتره. سلام از قرن جدید. حالتون چطوره؟ ما خوبیم. دندون ششم دخترک دراومد، یازده ماهگی رو سپری می کنه اما هنوز راه نیفتاده. یه شیوه جدید داره برای راه رفتن که بی نیازش می کنه از راه رفتن واقعی. رو زانوهاش راه میره، شبیه پنگوئن. عاشقشم. ما تعطیلات شلوغی داشتیم. روزای اول...
-
نوتایتل فروردین ۱۴۰۱
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 21:24
-
آخرین پست قرن
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 12:02
سلام سلام. این آخرین پست سال ۱۴۰۰ ئه. سالی که هم بهترین اتفاق زندگیم توش رقم خورد و هم بدترین اتفاق. انگار به صورت فشرده کل زندگی رو بهم نشون داد. اتفاقات خوب کنار اتفاقات بد... دختر خوشگلم تو این سال اومد تو بغلم و بهترین حس دنیا رو بهم چشوند. خدا رو بی نهایت سپاسگزارم برای داشتنش. امیدوارم بتونم مادر خوب و مهربونی...
-
زندگی
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1400 10:42
سلام حالتون چطوره؟ من امروز خیلی بهتره حالم. دو سه روزیه که سعی کردم یه کم برای خودم وقت بتراشم. پنج شنبه 11 شب که کار سیگما تموم شد، رفتیم بیرون! گفتیم ساعت مرده بریم یه چیزی بخوریم که خلوت باشه. لازم به ذکره که شام هم خورده بودیم ولی سر از جیگرکی شیک و پیک نزدیک خونه درآوردیم که تازه باز شده بود. دیگه جاتون خالی...
-
اولین پست از خونه جدید
سهشنبه 10 اسفندماه سال 1400 01:26
سلام، چطورین؟ خیلی وقته ننوشتم، تقریبا بیست روزی میشه. این مدت شدیدا درگیر بودم. اسباب کشی کردیم با اعمال شاقه. خیلی اذیت شدیم با لینکه تقریبا هیچی رو خودمون جمع نکردیم. همه کار رو کارگرا کردن، کل وسایل رو بسته بندی کردن و بردن خونه جدید، اما کار چیدن با خودمون بود. یه روز به چیدن آشپزخونه گذشت. با وجود دلتا کارمون...
-
نوتایتل اسفند 1400
یکشنبه 1 اسفندماه سال 1400 10:14
-
بازم اسباب کشی
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1400 19:37
سلام، چطورین؟ چه میکنین با اومیکرون؟ طی یه اقدام یهویی، باید اسباب کشی کنیم! صاحبخونه گفته بود خونه ش رو میخواد. بعد هیییچ فایلی واسه ما نبود. انگار یه کم بی خیال شده بود ولی بعدش یهو گفت بلند شید، پسرم قراره بشینه... هیچی دیگه یه روز افتادیم دنبال خونه، ۴ تا خونه دیدیم و آخریش تو کوچه مامانینا بود. همونو اوکی کردیم....
-
روزای کاری
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1400 13:23
سلام، حالتون چه طوره؟ ما خوبیم خدا رو شکر. این مدت دایی سیگما ایران بود و یه کم بیشتر دیدیم همه رو، روحیه ها بهتر شده بود. هر چند که خود سیگما بعد از هر مهمونی حالش بدتر میشه چون جای خالی پدرش رو بیشتر حس می کنه، اما در مجموع انگار حال بقیه بهتر بود. دیگه اینکه من سرم گرم شده به کارای شرکت. خوبه، در مجموع راضیم. دلتا...
-
پایان مرخصی
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1400 10:28
سلام سلام. چطورین؟ دخترک ما نه ماهه شد و مرخصی بنده تموم شد. برگشتم سر کار از این هفته. قبلش فکر می کردم دلم تنگ شده برای کار، ولی الان میبینم اصلا. وقتی مرخصی بودم و فقط با دخترک سرگرم، هی میگفتم کاش زودتر برگردم سر کار حس مفید بودن و اینا بیاد ولی الان واقعا حوصله کارای سخت رو ندارم وقتی دغدغه اصلیم دلتاست. خلاصه...
-
نوتایتل بهمن 1400
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 10:29
-
جاده چالوس
سهشنبه 21 دیماه سال 1400 21:57
سلام سلام من اومدم بگم که لبم خیلی خیلی بهتره. بادش تا حد خوبی خوابیده و بتا هی بهم میگه اصلا معلوم نیس که زدی سیگما هم خیلی اوکی شده و هی میگه چه خوب شده، مامان هم پسندید. حس خودمم خیلی بهتره بهش اما هنوز به نظرم متقارن نیست که اونم دوستم هی میگه باید بیای ترمیم، ولی میترسم تو ترمیم نیم سی سی باقی مونده رو هم بزنه و...
-
روتین پوستی
سهشنبه 21 دیماه سال 1400 01:05
سلام سلام. من اومدم با یه پست در مورد مراقبت پوستی. ضدآفتاب که اصلا فراموش نشه. حتی تو روزای ابری. اصلش اینه که توی خونه هم ضدآفتاب بزنید خصوصا اگر با گوشی یا لپ تاپ کار می کنید. البته من خودم عمرا توی خونه نمیزنم. حوصله م نمیاد. خخخ. من ضدآفتاب رنگی مخصوص پوست چرب لاروش پوزای استفاده می کردم. یه مدت که گیر نیومد و...
-
بعد از شیردهی
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 18:34
سلام سلام. چطور مطورین؟ آقا من همونجور که گفتم، حالا که فارغ از شیردهی شدم، به سان پرنده از قفس آزاد شده، دارم کارایی که تو بارداری و شیردهی نمیتونستم بکنم رو میکنم. اول از همه در جا تا از قشم برگشتیم، بوتاکس زدم. واسه اولین بار. میخواستم بعد از 30 بزنم که دیگه خورد به بارداری و شیردهی، دیگه الان زدم. بعدشم دیروز رفتم...
-
سفرنامه قشم
چهارشنبه 15 دیماه سال 1400 10:27
سلام سلام. چطوریایین؟ میدونم خیلی وقته پست نگذاشتم، ولی به جاش با یه پست شاد اومدم. ما رفتیم قشم و برگشتیم. با 2 تا زوج از دوستامون رفتیم و خیلی خیلی خوش گذشت. از سایت اتاقک یه ویلای دربست رزرو کرده بودیم که بسی خوشگل موشگل بود. روز اول 5تایی (با دلتا) رفتیم و روز بعد 2 نفر دیگه بهمون اضافه شدن. خدا رو شکر رفتنی توی...
-
نوتایتل دی 1400
جمعه 3 دیماه سال 1400 03:05
-
آخرای پاییز
چهارشنبه 24 آذرماه سال 1400 00:01
سلام سلام. چطوریایین؟ خدا رو شکر که آمار کرونا این روزا اومده پایین. یه کم انگار زندگی آدما داره شبیه قبل میشه. زندگی ما که دیگه هیچ وقت شبیه قبل نمیشه. ولی همین که خنده به لب بقیه برگرده خودش نعمته. ما تصمیم گرفتیم یه سفر بریم قشم که روحیه مون عوض شه. سیگما از فکر پدرش نمیاد بیرون. واقعا هر لحظه به یادشه و غصه...
-
قشم
سهشنبه 16 آذرماه سال 1400 02:40
ای کسانی که جدیدا به قشم سفر کرده اید، چه هتلی رو پیشنهاد میدین؟ بقیه پیشنهاداتتون در مورد جاهای دیدنی، رستورانا، غذاهای خوشمزه، مراکز خرید رو هم خریداریم.
-
7 ماهگی
سهشنبه 2 آذرماه سال 1400 22:38
سلام سلام. حالتون چه طوره؟ آذر مبارک. دخترک ما 7 ماهه شد. یعنی 7 ماهش تموم شد و رفت تو ماه 8ام. فردا مراسم ماهگرد گیرون داریم. خخخ. به عنوان اولین تغییر این ماه، امروز براش زرده تخم مرغ آب پز رو شروع کردم. 1/4 زرده رو با کره گیاهی مخلوط کردم و بهش دادم. خب طبیعتا خوب نخورد. اما بالاخره خورد. کلا خیلی خیلی کم غذا...
-
نوتایتل آذر 1400
سهشنبه 2 آذرماه سال 1400 13:26
-
سالگرد آشنایی 13 ام
سهشنبه 25 آبانماه سال 1400 14:49
خب جونم براتون بگه که خدا بخواد ما خیلی بهتریم. همون روز شنبه، به سیگما گفتم راستی سالگرد آشناییمون رو جشن نگرفتیما. (هر سال میریم همون پارکی که بهم پیشنهاد داد) و گفت پاشو همین الان بریم. قرار شد امسال به خاطر دلتا خیلی کوتاه برگزار کنیم. همیشه کیک میگیریم میریم اونجا با نسکافه میخوریم و کلی عکس میندازیم. اما قرار شد...
-
این روزها...
شنبه 22 آبانماه سال 1400 10:52
سلام. چطورین؟ ما بهتریم. دلتا هم خیلی بهتره خدا رو شکر. امروز دقیقا یه هفته از واکسن گذشت. 4شنبه شب کلی گریه کرد. نمیتونست نفس بکشه. نه میتونست شیر بخوره نه میتونست بخوابه. بینیش کیپ بود. ساعت 10 خوابید و خوشحال شدیم. 10.5 با گریه بیدار شد! و گریه ش بند نمیومد. منم کلی گریه کردم چون زجر می کشید از نفس نکشیدن. دیگه...
-
واکسن 6 ماهگی
چهارشنبه 19 آبانماه سال 1400 00:23
سلام. چطورین؟ ساعت 12 شبه. دلتا خوابیده. سیگما رو هم فرستادم پیشش که بره بخوابه. هم کم خوابی خودش جبران بشه و هم اینکه من بتونم بیدار باشم. چون یکی باید حتما کنارش بخوابه شبا. وگرنه هی بیدار میشه و اگه ببینه کسی نیست دیگه کلا نمی خوابه. خب جونم براتون بگه که این هفته به معنی دقیق کلمه سرویس شدیم. شنبه با دو هفته تاخیر...
-
پاییز...
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1400 15:28
سلام. چطورین؟ خیلی وقته ننوشتم. یه کم دلسرد شدم از اینجا. انگار دیگه راحت نیستم واسه نوشتن. البته احتمالا این داستان خیلی قدیمی تر از این حرفاست، ولی خب الان من فهمیدم... بگذریم. من که راضی نیستم اونی که من رو در دنیای واقعی میشناسه، بخونه اینجا رو. دیگه بقیه ش با خودش و خدای خودش. خب من غذای کمکی دلتا رو شروع کردم....
-
نوتایتل آبان ۱۴۰۰
چهارشنبه 5 آبانماه سال 1400 20:57
-
بعد از مدت ها
یکشنبه 18 مهرماه سال 1400 12:00
سلام. خوبین؟ ما بد نیستیم. ولی خوب هم نیستیم. جمعه مراسم چهلم سر خاک برگزار شد. این سری انقدر دوستان و آشنایان لطف داشتن و میخواستن تشریف بیارن، یه مراسمی داشتیم سر خاک، تو فضای آزاد. چهل روز گذشت ولی ما هنوز باور نکردیم رفتن بابا رو. نمیدونم کی باور می کنیم. از دیروز میخواستم غذای کمکی دلتا رو شروع کنم. رفتیم مطب...
-
نوتایتل مهر ۱۴۰۰
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1400 00:01
-
دندون
چهارشنبه 31 شهریورماه سال 1400 23:59
پریشب یهو فهمیدم که دلتا دندون درآورده! دوتا دندون پایین! در ۴ ماه و ۲۵ روزگی!!! خیلی زوده. خودم که زود درآورده بودم ۵.۵ ماهه بودم، دیگه دلتا زد رو دست من. راستش زیاد خوشحال نشدم چون شیر شب دندونا رو خراب میکنه و فعلا نمیشه شیر شبش رو حذف کرد، چون خیلی کوچیکه. ولی خب با یکی از دوستان که دندونپزشک اطفاله، صحبت کردم و...