خانه عناوین مطالب تماس با من

روزهای لاندا

روزهای لاندا

درباره من

من لاندا ام. 35 سالمه. این جا از روزمره های شیرینم می نویسم تا دهه ی چهارم زندگیم رو ثبت کرده باشم... ادامه...

پیوندها

  • دل نوشته های من - آشتی
  • روزهای طلایی زندگی - فرناز
  • جان شیرین - پیشاگ
  • بدون ویرایش - ترانه
  • از کیمیای مهر تو - ترنج
  • هر روز - ویرگول
  • بفرمایید چایی - قوری
  • ارغوان
  • مامان برای چیچیلاس - مامان چیچیلاس
  • یه مامان که نمیخواد فقط مامان باشه - زری بانو
  • من و خدا و روزمرگی‌هام - آبگینه
  • جریان گورخری زندگی - نسترن
  • با خدا باش و پادشاهی کن - سارا
  • مثل هیچکس - تیلو تیلو
  • باز هم بدون ویرایش - ترانه

دسته‌ها

  • لاغری 13
  • داستان ازدواج 14
  • گیتار 10
  • آشپزی 8
  • تئاتر و سینما - فیلم 40
  • ورزش 2
  • پیشنهاد غذایی 26
  • پیشنهاد تفریحی 4
  • جهیزیه 2
  • فیلم خارجی 30
  • ویزا 1
  • FF# 2

ابر برجسب

اثاث کشی اسباب کشی Ready Or Not Spotlight خوب بد جلف 2 Tenet The Nice Guys A Simple Favor Million Dollar Baby فرندز لتیان Marriage Story Incendies Scent of a Woman Dark Knight

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • نوتایتل دی 1404
  • نوتایتل آذر 1404
  • نوتایتل آبان 1404
  • نوتایتل مهر 1404
  • نوتایتل شهریور 1404
  • تابستون امسال
  • نوتایتل مرداد 1404
  • این روزها
  • پایان جنگ
  • نوتایتل تیر ۱۴۰۴
  • جنگ
  • نوتایتل خرداد 1404
  • تولدنوشت
  • نوتایتل اردیبهشت 1404
  • سال نو مبارک

بایگانی

  • دی 1404 1
  • آذر 1404 1
  • آبان 1404 1
  • مهر 1404 1
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 2
  • تیر 1404 3
  • خرداد 1404 2
  • اردیبهشت 1404 2
  • فروردین 1404 2
  • اسفند 1403 1
  • بهمن 1403 1
  • دی 1403 2
  • آذر 1403 1
  • آبان 1403 3
  • مهر 1403 3
  • شهریور 1403 3
  • مرداد 1403 3
  • تیر 1403 3
  • خرداد 1403 2
  • اردیبهشت 1403 3
  • فروردین 1403 2
  • اسفند 1402 3
  • بهمن 1402 3
  • دی 1402 3
  • آذر 1402 2
  • آبان 1402 3
  • مهر 1402 3
  • شهریور 1402 3
  • مرداد 1402 2
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 2
  • اردیبهشت 1402 6
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 2
  • بهمن 1401 3
  • دی 1401 3
  • آذر 1401 2
  • آبان 1401 2
  • مهر 1401 3
  • شهریور 1401 5
  • مرداد 1401 8
  • تیر 1401 4
  • خرداد 1401 6
  • اردیبهشت 1401 5
  • فروردین 1401 3
  • اسفند 1400 4
  • بهمن 1400 4
  • دی 1400 5
  • آذر 1400 4
  • آبان 1400 5
  • مهر 1400 2
  • شهریور 1400 9
  • مرداد 1400 9
  • تیر 1400 8
  • خرداد 1400 2
  • اردیبهشت 1400 6
  • فروردین 1400 6
  • اسفند 1399 5
  • بهمن 1399 5
  • دی 1399 6
  • آذر 1399 9
  • آبان 1399 7
  • مهر 1399 9
  • شهریور 1399 8
  • مرداد 1399 6
  • تیر 1399 10
  • خرداد 1399 9
  • اردیبهشت 1399 8
  • فروردین 1399 10
  • اسفند 1398 10
  • بهمن 1398 14
  • دی 1398 14
  • آذر 1398 13
  • آبان 1398 8
  • مهر 1398 9
  • شهریور 1398 10
  • مرداد 1398 6
  • تیر 1398 11
  • خرداد 1398 10
  • اردیبهشت 1398 9
  • فروردین 1398 6
  • اسفند 1397 6
  • بهمن 1397 8
  • دی 1397 6
  • آذر 1397 10
  • آبان 1397 10
  • مهر 1397 11
  • شهریور 1397 14
  • مرداد 1397 10
  • تیر 1397 11
  • خرداد 1397 9
  • اردیبهشت 1397 12
  • فروردین 1397 5
  • اسفند 1396 6
  • بهمن 1396 6
  • دی 1396 5
  • آذر 1396 3
  • آبان 1396 4
  • مهر 1396 4
  • شهریور 1396 3
  • مرداد 1396 2
  • تیر 1396 2
  • خرداد 1396 3
  • اردیبهشت 1396 5
  • فروردین 1396 2
  • اسفند 1395 4
  • بهمن 1395 6
  • دی 1395 4
  • آذر 1395 2
  • آبان 1395 7
  • مهر 1395 1
  • شهریور 1395 2
  • مرداد 1395 3
  • تیر 1395 6
  • خرداد 1395 7
  • اردیبهشت 1395 9
  • فروردین 1395 8
  • اسفند 1394 10
  • بهمن 1394 5
  • دی 1394 9
  • آذر 1394 12
  • آبان 1394 14
  • مهر 1394 9
  • شهریور 1394 12
  • مرداد 1394 9
  • تیر 1394 9
  • خرداد 1394 1
  • اردیبهشت 1394 5
  • فروردین 1394 2
  • اسفند 1393 11
  • بهمن 1393 7
  • دی 1393 10
  • آذر 1393 9
  • آبان 1393 12
  • مهر 1393 9
  • شهریور 1393 10
  • مرداد 1393 8
  • تیر 1393 12
  • خرداد 1393 5
  • اردیبهشت 1393 2
  • فروردین 1393 4
  • اسفند 1392 10
  • بهمن 1392 11
  • دی 1392 6
  • آذر 1392 3
  • آبان 1392 9
  • مهر 1392 12
  • شهریور 1392 18
  • مرداد 1392 23
  • تیر 1392 21
  • خرداد 1392 16
  • اردیبهشت 1392 15
  • فروردین 1392 15
  • اسفند 1391 22
  • بهمن 1391 10
  • دی 1391 3
  • آذر 1391 1
  • آبان 1391 1
  • مهر 1391 3
  • شهریور 1391 1
  • تیر 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 3

جستجو


آمار : 1168876 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • کارهای نامزدی دوشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1394 11:27
    چقدر کارامون مونده. شنبه بالاخره قورباغه رو قورت دادیم و رفتیم همون محضری که می گفتم خوشگل بود، اما سردفترش درست حرف نمیزد رو گرفتیم.این بار خیلی بهتر بود آقاهه. کلا خوش برخورده. اما روز اول از زیاد بودن خوشبرخوردی، می پیچوندمون. شاید فکر می کرد قطعی نیست که میریم پیشش. به هر حال امیدوارم خطبه رو خوب بخونه و شوخی لوس...
  • سفرنامه شمال - گیلان- تالش- فومن- قلعه رودخان شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1394 11:54
    بتا و داماد گیر داده بودن که بریم مسافرت. سیگما گفت من نمیام. هم چون کلی کار دارم و هم اینکه حالا ایشالا بعد از عقد مسافرت بریم. خلاصه که هر چی گفتیم بیا، نیومد که. منم نمیشد نرم ولی همش دوس داشتم کنسل شه و نریم. ولی خب رفتیم. 5.5 صبح سه شنبه راه افتادیم به سمت گیلان. از جاده قزوین رشت رفتیم. از فومن به بعد من رانندگی...
  • دفترازدواج خوشگل چرا نداریم؟ یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 17:58
    به لطف ترافیک های عصرانه، همه قرارای انجام کارای مراسم رو صبح می ذاریم ولی به لطف دیرخوابی های شبانه، صبحا دیر بیدار میشیم و نتیجه ش این میشه که تو ظل گرمای ظهر مرداد میریم دنبال کارا! یعنی ما کل محدوده ای که به محضر نیاز داشتیم رو گشتیم و جای مناسب و دلخواه پیدا نکردیم! یکی سفره رو کف زمین انداخته بود، یکی یه جای 7-8...
  • پاگشا 2 پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1394 10:41
    تا عصر یونی بودم. بنده خدا مامان همه کارها رو تنهایی انجام داد. البته من اگه بودم هم تو پخت غذاها عملا هیچ کمکی نمی تونستم بکنم. عصر که اومدم رفتم سر وقت ژله آلوئه ورا که دیشب گذاشته بودم خودشو بگیره. با سرنگ مخصوص شروع کردم به تزریق خامه های رنگی به ژله. اسم عروس دیشب "نیلوفر" بود، منم گل نیلوفر براش درست...
  • خرید لباس 2 + کدبانوگری! سه‌شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1394 12:49
    بالاخره رفتیم یه گام دیگه هم برداشتیم. لباس داماد. دوباره رفتیم همون پاساژ و اون کت و شلواری که من و گاما پسندیده بودیم رو سیگما دوباره پرو کرد و پسندید و گرفتیم.کت و شلوار سرمه ای( بلوبلک) دامادی. البته شلوارش یه کم خیاطی داشت که گفتن یک ساعت طول می کشه و ما تو اون فاصله رفتیم دفتر ازدواج ببینیم باز. از دو جایی که مد...
  • خرید لباس یکشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1394 14:47
    هفته پیش همش رفتیم دنبال لباس. دو روز با بتا رفتم. یه روز هم با سیگما. و همش نا امید بودم. اول یه لباس می خواستم که خیلی راسته نباشه و یه نمه پف داشته باشه، ولی بعد دیدم پفی های تو بازار خوشگل نیستن و همه مدل ها ماهی هستن. میخواستم بدم بدوزن که دیدم اصن به ریسکش نمی ارزه، اگه خوب ندوزه چی؟ بعد تازه اصن نمیدونم این مدل...
  • داستان خواستگاری یکشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1394 21:19
    این پست رو قبلا نوشته بودم. اون موقع دلم می خواست رمزی باشه. اما الان لزومی نمی بینم رمزی باشه: http://dailyevents.blogsky.com/1394/02/12/post-364/%DA%86%D8%A7%DB%8C
  • مزه های عشق چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 17:08
    عشق مزه های مختلف داره. مثلا وقتی صبح یه روز وسط هفته، میگه دلم برات تنگ شده و دارم میام خونتون مزه آبنبات نعنایی میده. وقتی تو ماشینش که میشینی، یه کم که میگذره دستشو میذاره کنار دنده و میگه دست، و وقتی دستمو میذارم تو دستش، بوسشون می کنه، طعم شیرینی خامه ای میده. وقتی تا ساعت 7 پیش همیم و افطاری مردونه دعوت شده و...
  • تنگه واشی با فامیلای جدید دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394 15:14
    خواهر سیگما (گاما) اول تعطیلات رفته بودن طالقان، ولی از بس هوا گرم بوده، زود برگشته بودن تهران. پنج دقیقه مونده بود به آخرین افطار ماه رمضون امسال، سیگما گفت پایه ای فردا (عید فطر) با گاما اینا بریم تنگه واشی؟ منم که پایه. اوکی رو دادم و فرداش 9 صبح سیگما و گاما و دامادشون اومدن دنبال من و 4تایی پیش به سوی تنگه واشی....
  • اپلیکیشنزززززززززززز چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1394 13:59
    شاید یکی از همین روزا تصمیم گرفتم از دنیای تکنولوژی بیام بیرون. اون وقتا هر وقت می خواستم درس بخونم، صفحه اف بی و کلی وبلاگ رو باز می کردم و هر یه خط از درس، یه ربع نت گردی به همراه داشت! از دو سال پیش که گوشی اندرویدی گرفتم، خدا رو شکر می کردم که عقلم رسیده بود و سر کنکور ارشد گوشی رو نخریده بودم. کل زمانی که تو خونه...
  • توافق چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1394 01:49
    صبح که پاشدم تو گروه های تلگ.رام خوندم که توافق شده تا حدودی و شبکه خبر هم گفت ساعت 1 متن توافق رو می خونن. با سیگما قرار بود بریم دنبال دفترخونه. چندتا آدرس داشتیم و می خواستیم بریم سر بزنیم، ببینیم کدوم بهتره. (دو سه تا هم دیروز رفته بودیم). سیگما اومد دنبالم و دقیقا همون موقع مراسم خوندن توافق نامه شروع شد، ولی...
  • شب قدر چهارشنبه 17 تیر‌ماه سال 1394 14:52
    دیشب واسه اولین بار بعد از بچگی، دلم خواست واسه احیا برم بیرون. سیگما هم با دوستاش رفته بودن افطاری مدرسه شون و بعد هم میدونستم تا صبح بیرونن! آخرین شب گردیای مجردیشم بکنه که دیگه آخراشه من و مامان هم رفتیم و بماند که من تو نشستن شدیدا بی حوصله ام و همش دوس دارم ولو شم. از اول تا آخر هم پاهامو دراز کرده بودم جوشن و...
  • آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست... دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1394 13:35
    دیشب بی خود و بی جهت سر نماز زدم زیر گریه. هنوز دعاهای شب قدر رو شروع نکرده بودم، ولی یهو دلم گرفت. دلم دوست خیلی صمیمی می خواست. من از بچگی عاشق رفیق بازی بودم، مامان میگه به هر کی میرسیدی، میگفتی:"سلام، من لاندا ام، با من دوست میشی؟" همیشه هم دوستای زیادی داشتم و واقعا هم باهاشون صمیمی بودم. بزرگتر که شدیم...
  • گینس آخه؟! چهارشنبه 10 تیر‌ماه سال 1394 20:37
    با داداش و خانومش و بتا و داماد، قرار گذاشته بودیم 6نفری بریم سینما، فیلم گینس. موقع خرید بلیط، بتا می گفت به نظرم گینس جالب نیست، منم از تبلیغاش خوشم نیومده بود. سیگما هم گفت که عصر یخبندان رو تو جشنواره دیده و واقعا قشنگ بوده، ولی کمدی نیست. داماد هم موافق بود، 4تایی نظرمون این بود که بریم عصریخبندان، ولی زنداداش...
  • هر کی زودتر آشتی کنه سه‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1394 00:48
    هنوز هیچی نشده گاهی دلم تنگ میشه واسه دوران دوستی. هر چند دغدغه این دوران هم به خاطر پیش رو داشتن آینده کم نبود، اما فکر می کنم از الان کمتر بود. البته شایدم نه، شاید فقط جنس دغدغه ها عوض شده. دیشب و صبح کلی با هم بحث کردیم. سر چرت و پرت. یه جاهایی دیگه خنده م گرفته بود. یکی از این متنایی که تو نت پخش شد و در مورد...
  • افطار با سیگما سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1394 13:08
    دیروز می خواستم برم یونی. 4 روز اول که روزه بودم از خونه بیرون نرفته بودم. حالا تو طولانی ترین روز سال، امروز اولین روزی بود که روزه بودم و می خواستم برم یونی. از شانس بدم هم ماشین وقت نمایندگی داشت و مجبور بودم ماشین نبرم. صبح که پاشدم برم، تیلدا فهمیده بود می خوام برم بیرون. چسبیده بود به پام. نمی ذاشت آرایش کنم و...
  • من اومدم پنج‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1394 15:36
    من اومدم. خیلی وقته نبودم. چون حس نوشتن نداشتم. نمیگم وقتشو نداشتم، بدون شک کلی وقت تلف کرده م اینور اونور. ولی حس نوشتن نبود. نه که حالم خوب نباشه، نه که احساس نداشته باشم. فقط حس نوشتن نبود. از همه ی این روزایی که ننوشتم و باید می نوشتم، سهم شما شد یه پست رمزی، که فقط 2-3 نفر رمزشو داشتن. اون پست هم شاید مهمترین پست...
  • ضعف شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1394 23:15
    از صبح تو یونی دلم قیلی ویلی میرفت. کلی هم تمرین و پروژه داشتیم. دیدیم تایم کم داریم و هر کاری هم می کنیم پروژه ها جواب نمیدن، تقسیم کار کردیم. ضعف داشتم. ولی کارامو کردم و اومدم خونه و خوابیدم. خواب عمیق خوب. ولی وسطش مامان بیدارم کرد که پاشو، قرار بود بریم خرید و خونه آقاجان! سردرد گرفتم، ولی رفتیم. کفشی که می...
  • مسیریاب جمعه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1394 11:50
    پریسا مهمونی دور همی گرفته بود. بعد از حدود 10 سالی که با هم دوستیم، واسه اولین بار می رفتم خونشون. بلد هم نبودم. از سیگما راهنمایی گرفتم که چجوری برم، ولی خب خیابونا هر روز در حال عوض شدنن و معلوم نبود راهای قبلی هنوزم بازن یا نه. برنامه اِن درایو رو گوشیم نصب بود. هر جا واسه اولین بار می خوام برم بهش آدرس می دم و...
  • 25 سه‌شنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1394 00:07
  • چای شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1394 15:08
    وقتی عروس تو مجلس خواستگاری چای رو میریزه رو پای پدر داماد.... بله، شب تولد امام علی، امام عدل و عشق، سیگما جونم به همراه پدر،مادر و خواهرش، با یه سبد گل فوق العاده بزرگ و خوشگل اومدن خواستگاری ما هم همه خانواده مون (مامان، بابا، بتا و داماد، داداش و خانومش و تیلدا) بودیم. جالبه که صبح روز خواستگاری، کوچمون رو کندن تا...
  • عروسیِ پسرخاله چهارشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1394 14:33
  • هایپر استار + تصادف شنبه 22 فروردین‌ماه سال 1394 21:42
  • گزارش تعطیلات شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1394 10:46
  • اسب چموشم رفت. بز باهوش داره میاد... جمعه 29 اسفند‌ماه سال 1393 19:38
  • آخرین دیدار 93 + خرید پنج‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1393 17:18
  • چارشنبه سوری + تفریح چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1393 21:40
  • یه روز خیلی ساده و معمولی، اما دوست داشتنی دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1393 14:42
  • یه تیکه از تزیینات دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1393 14:18
  • پاگشا جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 18:44
  • 1018
  • 1
  • ...
  • 22
  • 23
  • صفحه 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 34