خانه عناوین مطالب تماس با من

روزهای لاندا

روزهای لاندا

درباره من

من لاندا ام. 35 سالمه. این جا از روزمره های شیرینم می نویسم تا دهه ی چهارم زندگیم رو ثبت کرده باشم... ادامه...

پیوندها

  • دل نوشته های من - آشتی
  • روزهای طلایی زندگی - فرناز
  • جان شیرین - پیشاگ
  • بدون ویرایش - ترانه
  • از کیمیای مهر تو - ترنج
  • هر روز - ویرگول
  • بفرمایید چایی - قوری
  • ارغوان
  • مامان برای چیچیلاس - مامان چیچیلاس
  • یه مامان که نمیخواد فقط مامان باشه - زری بانو
  • من و خدا و روزمرگی‌هام - آبگینه
  • جریان گورخری زندگی - نسترن
  • با خدا باش و پادشاهی کن - سارا
  • مثل هیچکس - تیلو تیلو
  • باز هم بدون ویرایش - ترانه

دسته‌ها

  • لاغری 13
  • داستان ازدواج 14
  • گیتار 10
  • آشپزی 8
  • تئاتر و سینما - فیلم 40
  • ورزش 2
  • پیشنهاد غذایی 26
  • پیشنهاد تفریحی 4
  • جهیزیه 2
  • فیلم خارجی 30
  • ویزا 1
  • FF# 2

ابر برجسب

اثاث کشی اسباب کشی Ready Or Not Spotlight خوب بد جلف 2 Tenet The Nice Guys A Simple Favor Million Dollar Baby فرندز لتیان Marriage Story Incendies Scent of a Woman Dark Knight

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • نوتایتل دی 1404
  • نوتایتل آذر 1404
  • نوتایتل آبان 1404
  • نوتایتل مهر 1404
  • نوتایتل شهریور 1404
  • تابستون امسال
  • نوتایتل مرداد 1404
  • این روزها
  • پایان جنگ
  • نوتایتل تیر ۱۴۰۴
  • جنگ
  • نوتایتل خرداد 1404
  • تولدنوشت
  • نوتایتل اردیبهشت 1404
  • سال نو مبارک

بایگانی

  • دی 1404 1
  • آذر 1404 1
  • آبان 1404 1
  • مهر 1404 1
  • شهریور 1404 1
  • مرداد 1404 2
  • تیر 1404 3
  • خرداد 1404 2
  • اردیبهشت 1404 2
  • فروردین 1404 2
  • اسفند 1403 1
  • بهمن 1403 1
  • دی 1403 2
  • آذر 1403 1
  • آبان 1403 3
  • مهر 1403 3
  • شهریور 1403 3
  • مرداد 1403 3
  • تیر 1403 3
  • خرداد 1403 2
  • اردیبهشت 1403 3
  • فروردین 1403 2
  • اسفند 1402 3
  • بهمن 1402 3
  • دی 1402 3
  • آذر 1402 2
  • آبان 1402 3
  • مهر 1402 3
  • شهریور 1402 3
  • مرداد 1402 2
  • تیر 1402 3
  • خرداد 1402 2
  • اردیبهشت 1402 6
  • فروردین 1402 3
  • اسفند 1401 2
  • بهمن 1401 3
  • دی 1401 3
  • آذر 1401 2
  • آبان 1401 2
  • مهر 1401 3
  • شهریور 1401 5
  • مرداد 1401 8
  • تیر 1401 4
  • خرداد 1401 6
  • اردیبهشت 1401 5
  • فروردین 1401 3
  • اسفند 1400 4
  • بهمن 1400 4
  • دی 1400 5
  • آذر 1400 4
  • آبان 1400 5
  • مهر 1400 2
  • شهریور 1400 9
  • مرداد 1400 9
  • تیر 1400 8
  • خرداد 1400 2
  • اردیبهشت 1400 6
  • فروردین 1400 6
  • اسفند 1399 5
  • بهمن 1399 5
  • دی 1399 6
  • آذر 1399 9
  • آبان 1399 7
  • مهر 1399 9
  • شهریور 1399 8
  • مرداد 1399 6
  • تیر 1399 10
  • خرداد 1399 9
  • اردیبهشت 1399 8
  • فروردین 1399 10
  • اسفند 1398 10
  • بهمن 1398 14
  • دی 1398 14
  • آذر 1398 13
  • آبان 1398 8
  • مهر 1398 9
  • شهریور 1398 10
  • مرداد 1398 6
  • تیر 1398 11
  • خرداد 1398 10
  • اردیبهشت 1398 9
  • فروردین 1398 6
  • اسفند 1397 6
  • بهمن 1397 8
  • دی 1397 6
  • آذر 1397 10
  • آبان 1397 10
  • مهر 1397 11
  • شهریور 1397 14
  • مرداد 1397 10
  • تیر 1397 11
  • خرداد 1397 9
  • اردیبهشت 1397 12
  • فروردین 1397 5
  • اسفند 1396 6
  • بهمن 1396 6
  • دی 1396 5
  • آذر 1396 3
  • آبان 1396 4
  • مهر 1396 4
  • شهریور 1396 3
  • مرداد 1396 2
  • تیر 1396 2
  • خرداد 1396 3
  • اردیبهشت 1396 5
  • فروردین 1396 2
  • اسفند 1395 4
  • بهمن 1395 6
  • دی 1395 4
  • آذر 1395 2
  • آبان 1395 7
  • مهر 1395 1
  • شهریور 1395 2
  • مرداد 1395 3
  • تیر 1395 6
  • خرداد 1395 7
  • اردیبهشت 1395 9
  • فروردین 1395 8
  • اسفند 1394 10
  • بهمن 1394 5
  • دی 1394 9
  • آذر 1394 12
  • آبان 1394 14
  • مهر 1394 9
  • شهریور 1394 12
  • مرداد 1394 9
  • تیر 1394 9
  • خرداد 1394 1
  • اردیبهشت 1394 5
  • فروردین 1394 2
  • اسفند 1393 11
  • بهمن 1393 7
  • دی 1393 10
  • آذر 1393 9
  • آبان 1393 12
  • مهر 1393 9
  • شهریور 1393 10
  • مرداد 1393 8
  • تیر 1393 12
  • خرداد 1393 5
  • اردیبهشت 1393 2
  • فروردین 1393 4
  • اسفند 1392 10
  • بهمن 1392 11
  • دی 1392 6
  • آذر 1392 3
  • آبان 1392 9
  • مهر 1392 12
  • شهریور 1392 18
  • مرداد 1392 23
  • تیر 1392 21
  • خرداد 1392 16
  • اردیبهشت 1392 15
  • فروردین 1392 15
  • اسفند 1391 22
  • بهمن 1391 10
  • دی 1391 3
  • آذر 1391 1
  • آبان 1391 1
  • مهر 1391 3
  • شهریور 1391 1
  • تیر 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 3

جستجو


آمار : 1168980 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • باز دردسرای قبل از سفر چهارشنبه 4 مهر‌ماه سال 1397 15:56
    سلام سلام. من بالاخره تونستم به اینجا سر بزنم. البته هنوزم کلی کار دارم ولی چون دارم تلف میشم یه معجون عسل آبلیموی گرم برای خودم درست کردم و تا اینو بنوشم اینجا در خدمتتونم. خب عرضم به خدمتتون که یکشنبه عصر با همکار جدیدم رفتیم پیاده روی و چقدر حال داد. یک ساعت موک پیاده روی تند و کند داشتیم. بیشترش تند بود. خیلی...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1397 09:54
    سلاااام. سلامی به گرمی صبح اول مهر. با لحن گوینده های رادیو بخونید . اول مهرتون مبارک. پاییزتون مبارک. آقا عجب هواییه. دیشب همینجور پشت هم رعد و برق میزد و بارون شدید میومد. یکی دو بار از صدای بارون بیدار شدم. البته صبح از اتاق فرمان اشاره کردن که زلزله هم اومده و ممکنه از اون هم بیدار شده بوده باشم! ولی فکر کردم...
  • تعطیلات تاسوعا و عاشورا شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1397 14:06
    سلام سلام. وقتتون بخیر. امیدوارم اول هفتتون رو خوب شروع کرده باشید. امروز آخرین روز تابستونه و دیگه داریم وارد 6ماهه دوم سال میشیم. دیگه هوا زود تاریک میشه و کمتر خورشید رو داریم. واسه اینکه افسرده نشید حتما قرص ویتامین دی مصرف کنید. فعالیت های مخصوص 6 ماهه دوم سال، مثل پیاده روی تو روزای خنک پاییزی. خب بریم سر...
  • پاداش و ثوابش رو ما محاسبه نمی کنیم! سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1397 11:54
    دیروز سر نهار یه بحث داغ داشتیم در مورد اینکه چرا همه به نذری دهندگان کار دارن و هی میگن این پولا رو خرج فلان کار کنن ولی خودشون حق دارن با پولشون هر کاری که میخوان بکنن؟ من خودم واقعا آدم نذری دادن تو این اردرها نیستم ولی بنظرم آدم باید به عقاید همه احترام بذاره. یه عده دوس دارن نذری بدن. ممکنه دلیلشون فقط سیر کردن...
  • دزد گوشی بیچاره! دوشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1397 09:50
    سلام دوستان. این بار طول کشید تا بیام. خیلی سرم شلوغ شده و روزی یکی دو ساعت اضافه کاری میمونم این چند روزه. چهارشنبه ساعت 6.5 داشتم با ماشین میرفتم خونه که داماد زنگ زد که گوشیش گم شده و اطلاعات ایمیلش رو داد که برم مکانیابی کنم گوشیش رو. یادتونه یه پست در مورد گم شدن گوشی نوشته بودم دیگه؟ به درد خورد. من وسط راه یه...
  • یه کم از سرعت زندگی کم کن چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1397 11:01
    سلام اهالی بلاگستان. خوبین؟ اوضاع چطوره؟ من خوبم. یعنی خیلی دارم سعی می کنم خوب باشم. راستش باز مشکلات گوارشیم شروع شده. دیگه فهمیدم به خاطر وسواس فکریه. همون چیزی که قبلا گفته بودم. خودم اسمشو گذاشتم وسواس فکری زمانی. اینکه دائم دارم تو ذهنم فکر می کنم که چه کارایی انجام بدم، مرحله به مرحله بهش فکر می کنم. داره جسممو...
  • بیا بریم جنگل سه‌شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1397 12:10
    دیروز اومدم اینو اینجا بنویسم، دیدم بهتره که به سیگما بفرستمش: دلم یه هوای ابری و تاریک میخواد و یه آرامبخش که خواب و منگ باشم تو آغوشت رها شم. دلم میخواد یه کم از هوشیاریم نسبت به محیط کم بشه. بخوابم و ولو شم. خوابای خوشگل ببینم. خواب 17-18 سال پیش رو ببینم، خواب اولین خونه ای که توش چشممو باز کردم. دلم پارک پردیسان...
  • رفیق شفیق میخوام یکشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1397 14:29
    گفته بودم بهتون که با همکارام زیاد حال نمی کنم. یعنی حتی اون دو سه نفری هم که باهاشون صمیمی ام زیاد فیوریتم نیستن. حال نمی کنم از دیدنشون. واسه همین سر کار اومدن سختم شده. من تمام مدرسه رو به ذوق دوستام میگذروندم. عاشق این بودم که برم مدرسه. از تعطیلات تابستون خسته میشدم و دوس داشتم مدارس زودتر باز بشن که برم مدرسه....
  • ییلاق + سینما شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1397 11:25
    سلام سلام. روز خوبی داشته باشید. من اومدم. 4شنبه عصر که رفتم خونه بیهوش شدم. 1 ساعت خوابیدم و بعد بیدار شدم رفتم حمام. حسابی سرحال شدم. آرایش کردم و سیگما 8:30 اومد دنبالم که بریم خونه مامانشینا. رفتیم و تا 11.5 اینا اونجا بودیم. نینیشون باز زیاد جیغ میزد. جیغ ها. همه رو روانی کرده بود دیگه. اونا زودتر رفتن. بهشون...
  • سومین سالگرد عقد چهارشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1397 10:45
    سه سال گذشت از عقدمون. از ثبت رسمی احساسمون نسبت به هم... از ثبت تعهدمون... بعد از 6 سال و 10 ماه که بدون ثبت با هم مونده بودیم، با خانواده مون، تو یه روز خوب و خوشگل رفتیم و دوست داشتنمون رو رسمی کردیم. یادش بخیر آقاجانم هم بود. ده روز قبل از عقد، بی هوا پامو گذاشته بودم رو یه زنبور و نیشم زده بود. دردش عجیییب زیاد...
  • مسافرتمون کنسل شد! سه‌شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1397 08:09
    یعنی من با این همه داستان رفتم مرخصیمو گرفتم، به دو ساعت نکشیده بتا زنگ زد که جایی که گرفته بودن کنسل شده و واسه این تاریخ بهش نمیدن! گفت تاریخشو زدن یک ماه دیگه! اونم وسط هفته! با این اوصاف رفتنمون کنسله. همش مسافرتام داره کنسل میشه. اون از ماموریت، اینم از این! کلی نقشه کشیدم بودم واسه بریونی اعظم حالا چون مرخصیمو...
  • داستان های مرخصی گرفتن! دوشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1397 08:13
    سلام. صبح بخیر. ساعت هنوز 8 نشده. زود اومدم شرکت. گفتم بیام یه سلامی بکنم تا سرم خلوته. این دو سه روز اصلا خوب نبود. شنبه سر کار پاداشا رو دادن و واسه من که اون همه کار کرده بودم رو دوتا پروژه خفن 0 رد شده بود! به رییس گفتم. باورش نمیشد. گفت من نمره شما رو خیلی بالا رد کرده بودم. بازم چک کرد برام و دید که آره زیاد رد...
  • باغ وحش و شهربازی شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1397 12:12
    سلام و صبح بخیر. بریم سر تعریف کردنیا که آخر هفته رو خیلی دوست داشتم. چهارشنبه از سر کار یه سر رفتم بیرون که برم داروخانه و یه کم خرید کنم. چند وقتیه که دهانم آفت زده و خوب نمیشد. دیگه دکتر شرکت برام دارو نوشته بود و بالاخره رفتم که بگیرم. سر راه یه دسته گل آفتابگردون هم گرفتم که عصری ببرم خونه مامان. مامان پارچ سفالی...
  • آرایشی بهداشتی چهارشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1397 09:17
    سلام بچه ها. خوبین؟ من دیروز تا 8.5 سر کلاس زبان بودم و کلی چیزای باحال یاد گرفتم. اینورژنا رو اصلا خوب بلد نبودم. همه رو توضیح داد معلممون. شاد شدم حسابی. بعدشم یه تپسی گرفتم و رفتم خونه. یکشنبه که تپسی گرفته بودم پلاک ماشینه مال تهران نبود و راننده اصلا بلد نبود تهران رو. دائم سرش تو ویز بود که مسیر رو ببینه! خیلی...
  • افسرده مباش - سخن همی گوی! سه‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1397 13:11
    سلام. صبح بخیر. حالتون چطوره؟ ممنونم از تبریکای قشنگتون. خیلی خوشحالم کردین. شنبه عصر رفتم خونه مامانینا. خیابونا تقریبا خلوت بود و نیم ساعته رسیدم. تیلدا پرید بغلم. خیلی دلش تنگ شده بود. مامان و بتا رو بوس کردم و تتا رو بغل کردم. گرد و قلنبه ی خالشه. تیلدا واسم از سیرکی که رفته بودن تعریف کرد و تعطیلات در ییلاق. ساعت...
  • دومین سالگرد ازدواج شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1397 09:29
    سلام سلام، من اومدم بعد از 3 روز تعطیلی رفرشینگ حسابی. یادتونه که سه شنبه عصر قرار بود گلدونامون رو بیارن؟ آوردن. 6 تا باکس 25 تایی سفارش داده بودیم. همگی رفتیم لابی شرکت تحویلش گرفتیم و اومدیم بالا. کل طبقه دورمون جمع شده بودن گلامون رو ببینن. یه سری از بچه ها که چیدنشون رو دیوارای پارتیشن. چن نفرمون هم میخواستیم...
  • برنامه ریزی جشن سالگرد ازدواج سه‌شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1397 10:40
    سلام دوستان، خوبین؟ شنبه عصر که رفتم خونه کلی کار داشتم. 3 سری لباس شستم و پهن کردم. دوش گرفتم و پلو درست کردم واسه فردامون و بعد هم گوشت چرخ کرده سرخ شده آماده داشتم که توش 3 تا تخم مرغ شکوندم و شام خوردیم. وسایل یوگا و کلاس زبانم رو آماده کردم و شب سیگما باید میرفت جلسه ساختمون و من از 9.5 رفتم تو تخت تا 10.5...
  • بهترین اپلیکیشن های ایرانی یکشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1397 10:19
    خب تو یه پست قرار بود اپلیکیشن های خوبی که استفاده می کنم رو معرفی کنم و این همون پُسته. اینجا اپلیکیشن های ایرانی ای که خیلی به دردم میخورن رو معرفی می کنم: 1) فون پی: با این اپ می تونید کرایه تاکسیتون رو خیلی راحت پرداخت کنید. تاکسی هایی که با این اپ قرارداد دارن (و تعدادشون کم هم نیست)، یه کارت های آبی رنگی زدن به...
  • جمعه چه خوبه شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1397 11:26
    سلام. صبح اولین روز هفتتون بخیر. وای که چقدر شنبه ها سر کار اومدن سخته. خدا قوت پهلوونا! امروز اصلا دلم نمیخواست بیام شرکت. کل راه رو غر زدم. دیشب قبل خواب هم همش نق نق می کردم! حالا خوبه این هفته یه روزش تعطیله. به این هوا خودمو راضی کردم بیام شرکت. خب بریم سر تعریفیا. چهارشنبه ماشین داشتم و راحت رفتم خونه. سعی کردم...
  • روزهای کلاس زبانی! چهارشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1397 10:43
    سلام سلام. این مشغله های من تمومی نداره که. تازه خودم واسه خودم بیشترش می کنم. خب خونه ما غربه و خونه ماماینا شرق. محل کارم هم تقریبا وسط ایناس که البته به خونه خودمون نزدیکتره. بنده دوشنبه عصر با ون راه افتادم سمت خونمون که سیگما زنگید که شب دیر میاد! و گفت برو خونه مامانینا که حوصله ت سر نره. منم هی با خودم دودوتا...
  • جمعه پربار دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1397 16:53
    سلام. وقتتون بخیر. یه کم طول کشید بیام این دفعه. خب داستان از چه قرار بود؟ سه شنبه که عصر رفتم کلاس زبان. این سری ریدینگ و رایتینگ بود. جلسه اول من میشد. خوب بود کلاس. ساعت 9 تعطیل شدیم و رفتم خونه. یادم نیس واسه شام چی بردم. ولی یه چیزی بردم و خوردیم! بعد هم فیلم دیدیم و خوابیدیم لابد. یادم نیست. چهارشنبه با سیگما...
  • دوشنبه تعطیله سه‌شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1397 10:39
    سلام و صبح بخیر. خوبین؟ چه خوب که پست قبلی رو دوست داشتین. از شما چه پنهون که به خودم هم کلی انرژی داد. حالا تعریف می کنم. اون روز یکشنبه، عصر که شد سرگیجه گرفتم. سر جام نشسته بودم ولی سرم گیج میرفت. یه کم چشمامو بستم دیدم بدتره. فقط دلم میخواست بخوابم و خب اینجا هم که نمیشد. یه کم گردو و شکلات خوردم بهتر شدم. حالا...
  • دلشاد و سرزنده باش یکشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1397 12:45
    سلام سلام. من اومدم تا به موهات گل شقایق بزنم. (یعنی نمیشه "من اومدم" رو بگم ولی این شعر یادم نیاد. ) دیروز که یادتونه دپرس بودم. دیدم چند روز شده و دیگه داره طولانی میشه. معمولا با شروع پریود دیگه خوب میشد روحیه م ولی این دفعه نشده بود. این بود که تصمیم گرفتم خودم یه کاریش کنم. بعد از شرکت رفتم ونک چون...
  • لاندای بی حوصله شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1397 15:36
    سلام بروبکس. خوبید؟ من چهارشنبه مستقیم از شرکت رفتم خونه مامانینا چون بابا ییلاق مونده بود و مامان شب تنها بود. البته دو سه شب بود که تنها بود و مریض هم بود و من فرصت نمی کردم برم پیشش. دیگه چهارشنبه رفتم و حالش خوب شده بود خدا رو شکر. ماشین رو بردم تو پارکینگ چون بابا نبود. یکی دو ساعتی بودیم که بعد مامان گفت که...
  • عروسی دعوت شدیم بعد از مدت ها چهارشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1397 13:04
    سلام دوستان. حالتون چطوره؟ من اومدم تعریف کنم این چند روز رو. چهارشنبه عصر بنده با تاکسی رفتم خونه و سر راه چندتا خرید کردم. سیگما گفت که عصر میخواد بره شرکت دوستش و اون کاری رو که بهش قول داده انجام بده. یعنی یه پروژه گرفته بود قبلنا و الان خیلی طولانی تر از چیزی شده که فکرشو می کرد. باید تا 5شنبه عصر تموم بشه. خلاصه...
  • دوره با بچه بینون! چهارشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1397 14:03
    سلام بچه ها. چطورین با گرما؟ آقا چرا انقدر گرمهههه؟ من دیگه دارم بخار میشم. تصعید هم میشم. یکشنبه دو تا جلسه پشت هم رفتم 3-4 ساعت دیگه مغزم داشت می پوکید. بعدش هم باید میرفتم کلاس زبان تازه. ولی کلاسه خوب بود. یه سشن لیسنینگ بود و یه سشن هم اسپیکینگ. کلاس شلووووغ. 25 نفر بودیم. همه هم واسه رفتن اومده بودن! البته چون...
  • یک روز با برنامه یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1397 11:00
    روزایی که بدو بدو کار انجام میدم رو خیلی دوس دارم. دیروز تو شرکت یه برنامه ریزی کردم واسه کارایی که باید این هفته انجام بدم و چون شبا نیستم، بخش زیادیش باید همون شنبه انجام میشد. عصری که از شرکت رفتم، چندجا رفتم دنبال کاغذ کادوی ساده. ساده که نه، یه چیزی که بشه باهاش پیرهن مردونه درست کرد! دستکش هم خریدم واسه رنگساژ....
  • خستگی اول هفته خر است! شنبه 30 تیر‌ماه سال 1397 11:36
    سلام، صبح شنبه تون پر از شادی و نشاط. من که خیلی داغون و نابودم. خوابم میاد و کسلم شدید. این شنبه واقعا خر است! حالا تعریف می کنم. اول از سه شنبه بگم که عصری رفتم اسمم رو نوشتم کلاس زبان و مقادیر زیادی سُلفیده شدم. یه سی دی هم واسه تقویت لیسنینگ گرفتم. بعد رفتم خونه و دیدم سیگما لباسا رو شسته. هوراااا. سبزی پلو درست...
  • وقتی سیگما بیشتر خونه باشه سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1397 12:10
    این هفته سیگما سر کار اصلیش نرفت و موند که به بقیه کارهای فرعیش برسه. سه تا کار فرعی رو داره همزمان پیش میبره و بی نهایت سرش شلوغه. اینه که واسه یه هفته کارمندی رو تعطیل کرد تا بقیه کارهاشو پیش ببره. محل کارشون از این نظرا خیلی خوبه. همین خونه موندنش باعث شد یه کم بیشتر با هم باشیم. شنبه بعد از کار کلی دلم واسش تنگ...
  • چاشنی های زندگی دوشنبه 25 تیر‌ماه سال 1397 09:27
    چند وقتیه که دارم فکر می کنم بهتره یه کم بیشتر به خودم برسم. خیلی غرق شدم تو کار روزمره و خب عمرم داره هدر میره همینجوری. البته که خیلی سعی ها کردم که خیلی هم نذارم هدر بره، کلاسای ورزشی و کتاب خوندن و اینا در این راستا بود. ولی خب بس نیست. میخوام یه سری کارای دیگه بکنم. همونجور که تو پست قبل گفتم میخوام یه کلاس...
  • 1018
  • 1
  • ...
  • 14
  • 15
  • صفحه 16
  • 17
  • 18
  • ...
  • 34