سلام دوستای خوبم. اول از همه تموم شدن 98 رو تبریک میگم و بعد حلول سال 99 رو 
98 با همه خوبی ها و بدی هاش گذشت.
۹۹ هم با وضع خوبی شروع نشده، ولی امیدوارم در ادامه ش، با کم شدن شر کرونا، این مدت اولش رو از دلمون دربیاره. کلی اتفاقات خوب واسه هممون داشته باشه. حسن ختامی باشه برای قرن ۱۴ام. بالاخره صده ۱۳۰۰ داره تموم میشه و این ته تغاریش باید اتفاقات خوبی رو برامون رقم بزنه. چه بخواد و چه نخواد. بله بله اینجوریاس.
بیش از یک هفته س که ننوشتم. این روزا تو قرنطینه تاریخ از دستمون در رفته.
هر روز خونه ایم و کارای تکراری می کنیم.
نقطه عطف این روزا چیدن سفره هفت سین بود. بعد از چند روز خمودگی، 7سین سر ذوق آوردمون. هر چند که نشد درست و حسابی باشه. نه گلی نه سنبلی نه ماهی ای.
بابای دوستم سنبل خریده بود و با خشم دوستم مواجه شده بود، از ترسش سنبل رو با الکل ضدعفونی کرد و نابود شد سنبل بیچاره 
آرش و پرستو روز اخر سال تو جاده چپ کردن! خدا رو شکر سالمن. پرستو چیزیش نشده و آرش چندجاش بخیه خورده، اما خونه ست و حالش خوبه خدا رو شکر. حسابی ترسوندنمون...
خدا رو شکر بخیر گذشت، ۹۸ ول کن اتفاقات بد نبود تا آخرین لحظه 
ولش کن، بره دیگه برنگرده.
امروز با دوستا عید دیدنی مجازی داشتیم، سه تا خانواده ای ویدیوکال برگزار کردیم. دو ساعتی گفتیم و خندیدیم. خیلی حال داد.
روز اول عید با همه فامیلا تلفنی تماس گرفتیم و عید رو تبریک گفتیم. زنگیدم به عمه ها، عید اولیه که عمه وسطی پیشمون نیست...
با فامیلای مامان هم تماس گرفتم، حسابی دلم براشون تنگ شده، بعضیاشونو از آبان که برای چهلم عمه دیده بودمشون، دیگه ندیدم. البته یه گروه داریم که گهگاهی عکس میذارن و میبینیم هم رو، ولی تلفنی یه چیز دیگه بود. البته خانما تو دوره های ماهانه دور هم جمع میشدیم ولی مثلا داییامو ندیده بودم.
بابا میگه تو این سالا هیچ عیدی نبود که خونه باشیم و مهمون نیاد خونمون...
خلاصه مدل جدیدیه این عید...
سال نو مبارک