زلزله رو حس کردین؟ دیشب از اون شبایی بود که سیگما زود اومد خونه. 7 خونه بود و با هم چیپس خوردیم و شروع کردیم به دیدن فیلم The League of Extraordinary Gentlemen. زودی هم شام خوردیم. گوشت چرخ کرده درست کردم واسه روی لوبیاپلو و خوردیم. کلی تایم داشتیم. بستنی هم خریده بودم عصر و با کلی ذوق و شوق بستنی خوردیم و بعدش دیگه من رو کاناپه دراز کشیده بودم و سرمو گذاشته بودم رو پای سیگما و داشتیم یه صحنه جنگی و پر سر و صدا میدیدیم که یهو دیدم لوستر داره تکون میخوره! بلند شدم سریع و به سیگما گفتم زلزله س؟ گفت نه لابد بیرون طوفان شده از دریچه کولر داره باد میاد. من دیدم کریستالای آویزون شمعدونیام هم داره تکون میخوره. سیگما لوسترای همه اتاقا رو چک کرد و دید آره، اونا هم تکون میخورن. من سریع رفتم سایت لرزه نگاری ولی هیچی ثبت نشده بود. همون موقع مامانم زنگ زد گفت لوسترای شما هم تکون میخوره؟ گفتم آره. گفت اوه پس زلزله س. داشتم بهش می گفتم از خونه برید بیرون که قطع کرد. معلوم بود رفت زنگ بزنه به بتا و داداش. سیگما هم زنگ زد به مامانشینا و خواهرش و اونا هم لوستراشون تکون میخورد. من و سیگما هم که جوگیر. پاشدیم بند و بساط جمع کردیم رفتیم تو ماشین. یه پتو هم بردیم مامانم باز زنگید گفت خونه نیستین چرا؟
خیلی جوگیر بودیم ما. خخخ. دیگه برگشتیم خونه و رفتیم بخوابیم. ولی من همش به فکر فامیلای آشتی بودم و بقیه مردم اون طرفا... خدا کنه تلفات خیلی کم باشه. معلوم شد که مرکز زلزله ازگله کرمانشاه بوده و شدتش 7.3 ریشتر در عمق 10 کیلومتری....
خیلی هم نزدیک بوده به سطح زمین و واسه همین تو استانای زیادی حس شده... معمولا به سطح نزدیک باشه خطرناکتره....
همه با هم دعا کنیم....
بله.نمازمونم خوندیم
+سلام
سلام
متوجه نشدم :؟
نوشته بودین"زلزله رو حس کردین!؟"
نوشتم ؛بله. نمازمونم خوندیم. یعنی خیلی ترسیده بودیم. نمازآیات خوندیم....
همین.
آهااان.خخخ

سوالمو اول پست نوشته بودم بعدش یادم رفت.
سلام:)
خوشبختانه سمت ما زلزله نیومد...ولی خیلی شرایط استرس آوری بود
و اینهمه کشته و زخمی و خسارت واقعا دردناکه:(
امیدوارم دیگه زلزله نیاد....
راستی وبلاگت خیلی حال خوبی بهم داد
دارم ته و توشو در میارم:))))
آره واقعا زلزله و خبراش دردناک بود...
چه خوب که دوست داشتین، خوش اومدین
به قول آقای عموزاده ام؛خسته نباشی عزیزم
(آخه منم ؛بعدش یادم میره)
به خدا که
منم زلزله رو حس کردم