X
تبلیغات
رایتل
Daisypath Friendship tickers
وبلاگicon
*روزهای لاندا* مابقی خریدهای عروسی - روزهای لاندا

خرید ساعت مچی

|

کد قفل کردن راست کلیک

هفته پیش رفتم همه چیزو به استاد تحویل دادم و توپ رو انداختم تو زمین اون! همونجا کلی ایراد چرت از چکیده اینا گرفت. میمرد از فروردین که بهش داده بودم این ایرادا رو بگه! منم بهش گفتم که عروسیمه و من دیگه نمیام یونی فعلا. دفاع هم باشه آخر شهریور، بعد از عروسی. ولم کن بابا، کچلم کرده بود. الان دیگه استرسشو ندارم.


یه روز با مامان و بابا و بتا و داماد و تیلدا، رفتیم لونای رو ببینیم. سیگما لوسترای اتاق خوابا و کل ست حموم و دسشویی رو وصل کرده بود و خونه نورانی و خوشگل. خیلی خوششون اومد ماماینا، فقط مامان از دوری راه غصه خورد

یه روزش دوره خونه دوستم بود. یکی از دوستان از کانادا اومده بود و به مناسبت اومدنش، خونه یه دوست دیگمون، پات لاک داشتیم. همون قابلمه پارتی. من ماکارونی جامبو درست کردم و اونجا هم بسی بزن برقص کردیم واسه اولین بار و بسی لذت بردیم. خیلی خوش گذشت. بعد از اونجا با سیگما رفتیم آتلیه دیدیم که نپسندیدیم. یارو کلیپ اسپرتش با حضور فعال شیشه م.ش.روب  بود!

یه روزم پرو لباس عروسم بود که دوسش داشتم.

روز بعدی خرید حوله با سیگما و بعد نهار با دوستان و تور هایلند گردی با دوست متخصصم و با کمک هم کلی از شماره های لوازم آرایش مورد نظرمو انتخاب کردیم، ولی نخریدم!

جمعه اصلا خوب نبود. بماند چرا

شنبه با مامان و بابا رفتیم بازار بزرگ. روتختی خریدم و یه چیز سورپرایزی که فعلا نمیخوام سیگما بدونه. هر چند اینجا رو نمی خونه، ولی فعلا نمی گم چیه عصرشم با سیگما رفتیم یه آتلیه دیگه دیدیم که بازم نبود اونی که میخواستیم.

امروز با مامان و بتا که مرخصی گرفته بود رفتیم خرید پرده. عاشق پرده پذیرایی و آشپزخونه شدم و بعدشم پرده های اتاق خوابا. دوسشون دارم شدیدا. شب هم با سیگما رفتیم آتلیه نامزدیمون رو دیدیم و پسندیدیم. ولی هنوز قرارداد نبستیم. داریم به جاهای سخت خریدا و کارا میرسیم

مثل همیشه ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید

+ تاریخ دوشنبه 28 تیر‌ماه سال 1395ساعت 01:41 ق.ظ نویسنده لاندا 2 نظر>