X
تبلیغات
رایتل
Daisypath Friendship tickers
وبلاگicon
*روزهای لاندا* نی نی های ما - روزهای لاندا

خرید ساعت مچی

|

کد قفل کردن راست کلیک

سیگما 5 شنبه و جمعه هم رفت سر کار. 5شنبه شب اومد مهمونی خونمون و شب هم پیشم موند. صبح راهیش کردم بره سر کار. اولین بار بود که از خونمون می خواست بره سر کار. عصر با هم تولد دعوت بودیم.

تولد پریسا اکیپ 5 نفره ی دوست داشتنیمون رفتیم کافه. خیلی دوسشون دارم و کنارشون واقعا بهم خوش میگذره. بعدش هم بردیمشون خونه آیندمون رو از بیرون نشون دادیم. چقدر هم مسخره بازی درآوردیم

شب خونه سیگماینا بودیم. با پسرخاله  آزمایش های فیزیک مدرسشو با بادکنک انجام دادیم و لذت بردیم.

داداشینا باز اومدن خونه ما بمونن. از وقتی نینی به دنیا اومد، یه هفته پیش ما بودن تا مامان نگهداری کنه از نینی و زنداداش. خونمون دوتا نینی هست، تیلدا و دلتا.  خخخ، چقدر اسماشون شبیه به هم شد! اسم پسرکوچولومون رو میذارم "کاپا". همش هم باید مواظب باشیم تیلدا نره به کاپا دست بزنه.

پس "تیلدا" دخترِ خواهر جونمه (دختر بتا ست) و حدوداً 2 سالشه، "کاپا" پسرِ داداشه و دقیقا 22 روزشه.

بعد دیگه دیدم دوتا نینی ها نمیذارن بنده درس بخونم و خونه هم شلوغه، این بود که بار و بندیل جمع کردم اومدم خونه بتاینا، تنهایی در آرامش بشینم به پایان نامه م برسم که البته هنوز نرفتم سراغش

+ تاریخ یکشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1395ساعت 11:47 ق.ظ نویسنده لاندا 4 نظر>