X
تبلیغات
رایتل
Daisypath Friendship tickers
وبلاگicon
*روزهای لاندا* چارشمبه سوری - روزهای لاندا

خرید ساعت مچی

|

کد قفل کردن راست کلیک

وایییی، بالاخره منم چارشمبه سوری داشتم. خیلی سال بود که هیچ برنامه ای نداشتیم. فقط یه بار 3-4 سال پیش، با بتا و داماد رفتیم پشت بوم و بالن هوا کردیم و چنتا سیگارت زدیم که مسدوم هم شدم و تو دستم ترکید. خخخ. بعد دیگه همش تنها بودم و تو اتاق آهنگ گوش میدادم!

سیگما همیشه با بچه های خاله هاش، میرفتن تو حیاط و جشن می گرفتن. کلی دوس داشتم که با هم باشیم 4شمبه سوریا و بالاخره در هفتمین سال این آرزو محقق شد.

3تا بالون سرخابی از مترو خریده بودم و با خودم بردم خونه سیگماینا. دامادشون هم 4تا خریده بود. بعد اولش حسودیمون شد که مال اونا بیشتره و روش هم عکس داشت، مال ما ساده بود. تازه از شانس من یکی از خاله هاش که با وسایل باحال میومد دیشب نیومد وگویا خلوتانه تر بود 4شمبه سوریشون. ولی بازم خیلی خوش گذشت. آبشاری و پروانه و منور زدیم. بعد بالونامونو هوا کردیم. بالونای ما هر 3تاش خیلی خوب رفت بالا و تا جایی که چشم کار می کرد دور شد ازمون. بالونای دامادشون همش خراب شد، به زور یکیشو فرستاد هوا. خخخ. کلی خوشحال بودیم. سیگما آهنگ هم گذاشته بود و هیشکی قر نمیداد، من همه کارامو با قر می کردم! باقر

بعد از مدت ها حالم خیلی خوب بود، نخورده مست بودم قشنگ.

شام هم رشته پلو خوردیم. من قبلنا دوس نداشتم و واسه همین تو خونه خودمون نمی خوردیم اصن. ولی اونجا خوردم خوب بود. حس بدی نسبت بهش نداشتم و کلی خوردم.

وای دیگه سال نو داره میاد. امشب وقت رنگ مو دارم. میگم قهوه ای میخوام، حالا هر چی که درآورد. نمیدونم تیره تر از اینی که هست باشه یا روشن تر. شایدم همین اصن :پی آخه یه رنگ نشونش دادم گفت این هایلایت داره توش و دکلره میخواد، گفتم نمی خوام (فعلا دکلره نمی کنم) واسه اپیلاسیون پا هم وقت نگرفتم، امروز بین مریض برم

شنبه هم وقت اصلاح و ابرو دارم که چون جمعه گاما پاگشامون کرده، جمعه اونم باید بین مریض برم.

از خریدا هم فقط شلوار مونده که این وسطا یه کاریش می کنم.

پنج شنبه هم باید بریم سر خاک، اولین سال آقاجونمه 

بقیه ش هم باید تخم مرغ اینا رنگ کنم و ادامه تمیز کردن اتاق و این وسط اگر شد پایان نامه


+ تاریخ چهارشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1394ساعت 11:54 ق.ظ نویسنده لاندا 5 نظر>